آريارام « 1 » ؛ پدر آن ، جشپانش ؛ پدر آن ، هخمنسيا ( 10 ) .
داريوش پادشاه مىگويد كه از اين سبب ماها را هخمنسيا مىگويند كه از عهد قديم ، به دست كسى مغلوب نشدهايم و از پدر تا پسر ، سلسلهء ماها پادشاه بودهاند .
داريوش پادشاه مىگويد كه پيش از اين ، در خاندان ما ، هشت نفر پادشاه بودند و من نهم از ايشان هستم و از عهد قديم ، پادشاه بودهايم .
داريوش پادشاه مىگويد كه اورمزد ، مرا سلطنت بخشيد و به فضل اورمزد ، من پادشاه هستم .
داريوش پادشاه مىگويد : اينها مملكتهايى است كه در تصرف من آمده و به فضل اورمزد ، من بر آنها پادشاه شدهام ( 11 ) : [ 396
f
] پارسا « 2 » ، اوجها « 3 » ، بابروش « 4 » ، اثرا « 5 » ، اربايا « 6 » ، مدرايا « 7 » ، سپاردا « 8 » ، يونا « 9 » - كه اين دو ، در ساحل دريا هستند - ارمنا « 10 » ، كاماپا ، تهوكا ، پارثوا « 11 » ، زاراكا ، هاروا « 12 » ، اوا ، رازميا « 13 » ، باكهتارش ، سگدا « 14 » ، ساكا « 15 » ، ثاتاكوش ، هارا « 16 » ، اداتش ، ماكا ، جمله 23 مملكت است .
داريوش پادشاه مىگويد : اينها مملكتهايى است كه هر كه در آنها ديندار بود ، او را محافظت مىكردم و هر كه بيدين ، او را تنبيه [ مى ] نمودم .
داريوش پادشاه مىگويد : كابوجيا ( 12 ) نام ، پيشتر به مصر رفت و مملكت از دين
هامش
( 1 ) . آريارام : در نسخهاى اينطور است ولى در نسخهء ديگر ، اين كلمه را اريرامنش نوشته است .
( 2 ) . پارسا : يعنى پارس .
( 3 ) . اوجها : يعنى اهواز .
( 4 ) . بابروش : يعنى بابل .
( 5 ) . اثرا ، شهرى است كه آن محدود است به شامات .
( 6 ) . اربايا : يعنى عربستان .
( 7 ) . مدرايا : يعنى مصر .
( 8 ) . سپاردا : ظاهرا بلغار باشد .
( 9 ) . يونا : يعنى يونان .
( 10 ) . يعنى ارمنستان .
( 11 ) . قديم شهرى بوده ، قريب به عشقآباد حاليه .
( 12 ) . يعنى خراسان .
( 13 ) . يعنى خوارزم .
( 14 ) . يعنى سغد ؛ و مراد ماوراءالنّهر است .
( 15 ) . يعنى سيستان و بعضى ترجمهء او را توران نوشتهاند .
( 16 ) . يعنى هرات . ساير اسماء آن ممالك مثل كاماپا ، تهوكا ، زاراكا ، ادا ، باكهتارش و ثاتاگوش و اداتش و ماگا معلوم نگرديد كه مراد كجا باشند ؛ بسا كه اين ممالك از ميان رفته و نابود گرديدهاند ؛ اللّه اعلم . مخفى نماند كه نسخهء تازهاى - بدست آمد كه در آن ، به جاى كلمهء « اوجها » ، « اوهاژا » نوشته و معنى آن را شهر سوس كرده بود و به جاى « كاماپا » ، « كاناپا » نوشته و آن را با تهوكارا از شهرهاى فلسطين دانسته ؛ و به جاى « زاراكا » ، « زارامكا » نوشته و گويد شهرى قريب سيستان بوده ؛ و به جاى « باكهتارش » ، « باكتريش » نگاشته و معنيش را باختر نوشته و « ثاتاگوش » را گفته ملكى در كابلستان است و « اواتش » را سيستان حاليه معرفى نموده و « ماكا » را مكران ترجمه كرده [ است ] .