دانش « 1 » ، نزهة القلوب « 2 » [ و ] چند مسافرتنامهء انگريزى و فرانسوى ، از اهالى فرنگستان .
اكنون شروع نمائيم در آنچه مقصود است ؛ بتوفيق اللّه تعالى و تأئيده .
آثار در شوشتر و دزفول
شوشتر ( 1 ) : از شهرهاى خوزستان و پايتخت آن است . هوايش بغايت گرم و آبش نيكهاضم غذا . پنبه و نيشكر و قلم ، در آن خوب به عمل مىآيد و ديبهء شوشترى ، منسوب به آنجاست ؛ و عباهاى نيكو بافند . گويند در آن شهر ، شاپور ذو الاكتاف ، عمارات عاليه ساخته بوده و در پنج فرسنگى شهر ، به طرف شمال ، آثار آن ابنيه ظاهر است .
همچنين در شوشتر ، قلعهاى است كه بناى آن ، بر بالاى تلّى است مصنوعى به ارتفاع 50 ذرع . گويند كه يكى از جمله خزانههاى معتبرهء سلاطين كيانى ، آن قلعه بوده و از آن قلعه ، به غير از [ 386
f
] آجرپارهها و بعض ستونها باقى نيست . همچنين پل شادروان « 3 » كه در شوشتر است ( 2 ) ، شاپور مذكور ساخته و آن پل تا شهر ، يك ميل مسافت دارد .
حكايت : گويند قيصر روم ، بر بعض بلاد ايران تاخت و آنچه از ابنيه را توانست ، خراب ساخت تا اينكه شاپور مذكور به سلطنت نشست و به حرب قيصر ، كمر بست [ و ] او را مقيّد كرد و به ايران آورد [ و ] فرمود : اگر نجات خواهى ، آنچه را خراب كردى ، بايد تجديد و عمارت كنى . از جمله ابنيه ، شوشتر بود و هم حكم داد كه شادروان مذكور را بسازد . قيصر قبول نموده ، مهندسان و معماران از روم خواسته و مبالغها مخارج كرده ، آن پل را ساخت ( 3 ) .
بالجمله ، آن شادروان و بند ، از بناهاى محكم در عالم است ؛ سنگهايش را همه تراشيده و به آهك ضمّ نموده و به طوق آهنين ، به هم بستهاند . عرض آن را 20 پا و طولش را متجاوز از هزار پا نوشتهاند . همچنين بالاتر از شوشتر ، بر روى رودخانهء كارون « 4 » ، پلى ساختهاند كه بيشتر از 80 پا ارتفاع آن است و گويند آن از بناهاى سلاطين كيان است و پايينتر از پل مذكور ، آثار دو قلعهء مخروبه است و قلعهء دست راست
هامش
( 1 ) . از محمّد تقى خان ، متخلص به حكيم است .
( 2 ) . از حمد اللّه مستوفى است ؛ و مشهور است .
( 3 ) . شادروان : بر وزن چادربان ، بساط و فرش را گويند .
( 4 ) . به كاف تازى و حرف سوم ، مضموم و چهارم ، ساكن ؛ و كارن به حذف واو نيز صحيح است .