صورت بالدار و آن بقعهء مذكوره را ، پادشاهى ساخته كه نامش كوروس بوده [ است ] و اهل روم او را چستريش مىناميدند .
بالجمله ، گمان مىكنم كه صورت مذكور ، به اعتقاد خودشان ، صورت ملائكه « 1 » يا ربّ النّوع ستاره باشد و از اين قبيل خيالاتى كه داشتهاند .
به هر حال نقشهء صورت مذكور و نقشهء جدارهاى سنگى و ستون مذكور را در يك ورقه قرار دادم و آن به نمرهء 36 است ، بتوفيق اللّه تعالى .
اسكن
جرز سنگى ايوان شرقى كاخ پذيرايى كوروش با چهار سطر خط ميخى .
هامش
( 1 ) . اين خيالى است كه فقير نمودم ؛ و ليكن در مسافرتنامهء سيّاحى از اهل فرنگستان نوشته است كه از تاريخهايى كه در دست داريم و بنابر آنچه ذكر احوال كورش را ديدهايم و از عقيدهء آن باخبريم ، مىدانيم كه آن صورت بالدار را كوروش ، به خيال ربّ النوع خود كشيده و چنين مىرساند كه پس از انقطاع از اين عالم ، به عالم بالا پرواز مىكنم ؛ يعنى جان من بدانجا مىپيوندد . و آن اشيايى را كه بر فراز كلاه نهاده ، اشاره مىكند كه در دنيا ، متحمّل كارها و بارهاى سنگين بودهام ؛ اللّه اعلم .