نموديم .
اين بود حقيقت و بيان چرخ الماس موهومه كه در افواه عوام افتاده [ است ] .
[ صور مختلفهء غير مكرّر : ] چون از تفصيل ابنيّه و عمارات ، در عرصهگاه تخت جمشيد و صورتهاى آن ، فراغت حاصل آمد بايد بپردازيم به نگارش اشكالى كه وعده نموديم در ورقهء على حدّه بكشيم و صور مختلفهء غير مكرّره را در آن ورقه بنگاريم و گفتيم كه در عمارات تخت جمشيد اشكال بسيار به يك وضع و به يك حركت بر احجار منقوش است و برداشتن نقشهء مكرّر ، بىحاصل خواهد بود ؛ پس مكرّرات را ترك نموده ، از هر صنف و از هر طايفه كه همه بر يك شكلند ، يك صورت كشيده مىشود :
[ صور آلات و ظروف ] : و مخفى نماند كه در ضمن اشكال تخت جمشيد ، شبيه آلات حرب و شبيه ظروف و غير ذلك آن زمان كه از ملاحظهام گذشت ، نقشهء آنها را نيز خواستم مشهود سازم ؛ همچنين صورت شاخ و برگ و درخت سرو را بنمايم ؛ پس صورت آلات و ظروف و غير ذلك را در اين صفحه ، مجرّد از نمره و عدد ساخته ، بعد اشكال متفرّقهء مذكوره را در كتاب درج مىنمائيم : شبيه آن آلات و غيرها اين است :
اسكن
شرح اين اشكال را در صفحه 340 همين جلد بخوانيد ( 4 )
اينك كه بخواهيم اشكال مذكوره را بنگاريم ، چون يك ورقه را مجال نيست ، لهذا در دو ورقه بايد نگاشت : ورقهء اوّل به نمرهء 25 و ورقهء ثانى به نمرهء 26 .
پس از آنكه از برداشتن نقشههاى تخت جمشيد ، فراغت حاصل گرديد ، رفتم به سمت دخمههايى كه در كوه آنجاست ؛ تفصيلش اين است :
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
ص٣١٧