فيلى بنمايد ، با فقير آشنا شده ، بعض از لغات عرب را از بنده تشكيل مىپرسيد و از خط ميخى با خبر . . . چند روزى به تكميل آن خط نزد وى پرداخته و تا اندازهاى مجهولاتى را معلوم داشتم . . . « 1 » »
تبحر فرصت در اين خط بدانجا رسيد كه در مدتى اندك ، كتاب نحو و صرف خط آريا ( ميخى ) را تأليف كرد .
فرصت مدتى از عمر خود را نيز صرف فراگرفتن خط پهلوى مىكند و به قول خودش :
« . . . زمانى كه آن خطوط پهلوى را ديدم ، افسوس مىداشتم از اينكه ترجمهء آن خطوط را نمىدانم ، مثل افسوسى كه مرا در خط ميخى بود . بعد از اينكه از سفر مرودشت مراجعت نمودم جد و جهدى تمام در يافتن خط ميخى مرعى داشتم ، در صدد آن برآمدم كه از خط پهلوى نيز فى الجمله اصطلاحى به دست آورم . . . قضا را به توسط دوستى به شخصى از اهل يوروپ - مستر بلكمن
MrBlacman
نام - آشنايى به هم رسانيده . . . در نزد وى قدرى از آن خط بهره گرفتم و ضمنا به خط يونانى هم پى بردم . . . « 2 » »
و در نتيجه فرصت به ترجمهء كتيبهها و متون پهلوى هم توفيق يافت كه در آثار عجم ، نمونههايى از آن را مىبينيم .
در گوشه و كنار آثار فرصت ، اشاراتى مشاهده مىشود به عطش فوق العادهء وى به خط و آثار باستانى ايران زمين :
هامش
( 1 ) . در نحو و صرف خط آريا ، ص 18 و 19 .
( 2 ) . آثار عجم ، چاپ بمبئى ، ص 149 .