تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اسكن

[ تنگ كرم ]

[ 85
f
] تنگ كرم در سه فرسنگى شهر فساست ؛ به طرف شمال شهر مذكور ؛ و آنجا ، خنب آتشكده « 1 » است كه عوّام النّاس و اهل دهات آن را « قمپ » مىنامند و بعض ديگر « خمپ » مىگويند و اين « خنب آتشكده » ميان دو كوه واقع است : يكى كوه تودج « 2 » كه ابتداى آن از همين خنب است و آخر آن قريب به بندر عبّاس ؛ گويند اين كوه خيلى ممتد و طولانى است و منفعتش بسيار مىباشد ؛ از هر گونه فواكه دارد ؛ علاوه در بعض از جاهاى آن ، مركبّات به عمل مىآيد ؛ چشمه‌سار و انهارش ، لا تعدّ و لا تحصى است و هر نوع حيوان - از قبيل بز كوهى و آهو و گوزن - دارد و بزهايى كه در اين كوه است ،
هامش
( 1 ) . به ضمّ خاء معجمه و سكون نون و باء موحّده است ؛ به معنى ظرفى بزرگ است كه در آن ، آب و غيره كنند و معروف است و آن را « خم » نيز گويند ؛ چو [ ن ] كه در فارسى مقرّر است كه هر گاه دو كلمه نون و باء موحّده پهلوى هم واقع شود ، به ميم مشدّده بدل گردد و گاه باشد كه آن ميم را تخفيف مىدهند ؛ پس خنب به تشكيل مذكور و هم به تشديد ميم و تخفيف - هر سه - درست است و خنب به باء سه نقطه نيز آمده - به معنى اى كه گذشت - و اينك آبگير را خنب گويند ، مجاز است . ( 2 ) . به ضمّ اول ، معرّب توده است .