از زهير بن ابى سلمى است .
محجوب نماند كه زهير نام شاعر ، نيز بسيار بودهاند ؛ از آن جمله ابو الفضل است ؛ چون فضل و رتبتى تمام داشته ، ذكرى از آن مىنمائيم .
[ زهير ] « 1 »
زهير بن محمّد بن على بن يحيى ؛ لقبش بهاء الدّين و كنيتش ابو الفضل ؛ از فضلاى عصر و ادباى دهر بوده ؛ نظما و نثرا او خطّا ، اصلش از طايفهء « ازد » بوده كه اسد به سكون سين نيز گويند و زهير مدّتها در مصر ، خدمت ملك صالح « 2 » نجم الدّين را مىنموده و گفتهاند كه اشعار آن ، سهل ممتنع است . تولّدش در مكّهء معظّمه ، سنهء 581 هجرى است و وفاتش سنهء 656 ؛ مدفنش در « قرافة الصغرى » « 3 » است كه آن قبرستانى است در مصر ، در جوار امام شافعى « 4 » ، پيشواى اهل سنّت .
[ فرزدق ] « 5 » ( 36 )
اسمش همام « 6 » بن غالب التّميمى المجاشعى « 7 » ؛ كنيتش ابو الاخطل و ابو فراسش نيز مىگفتند و فرزدق لقب او بوده . مصاحب با جرير شاعر است - كه مذكور شد - در ميان آنها مهاجاة و معاداة بوده ؛ چندانكه ادبا آن مهاجاة را جمع نموده ، كتابى ساختهاند و گويند شيعى مذهب است . وقتى در مدح حضرت امام زين العابدين - عليه السّلام -
هامش
او را ؛ يعنى اگر كسى سؤال كند از اهل آنجا ، كسى جواب نمىدهد . اشاره به خرابى و بىاهل بودن آنجاست .
( 1 ) . بر وزن زبير است .
( 2 ) . از طبقهء اوّل آل ايّوب است كه در مصر و شام ايالت داشتهاند .
( 3 ) . به فتح قاف در اوّل است .
( 4 ) . يكى از ائمهء عامّه است ؛ اسمش محمّد بن ادريس ، كنيتش ابو عبد اللّه ؛ و شافعى منسوب به سوى جدّ جدّ خود است كه شافع بن سائب بوده كه پيغمبر را ملاقات كرده . شافعى در سنهء 204 وفات نموده [ است ] .
( 5 ) . به فتحين است و به فتح دال كه در چهارم واقع است .
( 6 ) . به تشديد ميم است .
( 7 ) . به ضم ميم ، قبيلهاى هستند از تميم .