دادهاند كه ذكر آنها در رسالهء پهلوى يادگار زريران و گشتاسپ نامهء دقيقى و جاماسپنامه آمده است . ( معين )
27 . مأخوذ از دبستان المذاهب است كه در آنجا آمده است :
« . . . زراتشت بهرام پژدو گويد كه چون دين بهى در ايران روايى يافت ، در هند حكيمى بود بس دانا « جنگرنگهاچه » نام كه جاماسپ سالها شاگرد او بود و بدان مباهات داشت . . . ( ص 81 دبستان المذاهب ، چاپ مصطفوى ، تهران ، 1361 ) در زرادشتنامه و ارداويرافنامه ، سخنى از « جنگرنگهاچه » نيست .
28 . آيهء 59 از سورهء انعام .
29 . عينا مأخوذ از دبستان المذاهب است . رك : صفحهء 99 دبستان المذاهب ، چاپ مصطفوى ، تهران .
30 . فرصت در كتاب دبستان الفرصه در اين مورد مىنويسد :
« . . . زمانى كه 12 سال از عمرم گذشته بود - يعنى 1282 هجرى - يك روز در صحن متبركهء حضرت سيّد مير احمد ( شاهچراغ ) شخصى را ديدم ژوليده حال ؛ مجرّدى فارغ البال ، دست از ما سوى كشيده و دامن از جهان برچيده ، مجذوبانه به حجره آرميده ، جمعى به گردش آمده ، هر چه به او صحبت مىداشتند ، جواب نمىداد . از آدمى كه به همراه من بود ، پرسيدم : اين كيست ؟ گفت : اين شيخ مفيد ، متخلّص به داور است . تازه از سفر آمده ، حالت جذبه دارد . از مشاهدهء حال او ، مجذوبيّت در خود ديده ، احوالم دگرگون شد .
سراسيمه نزد پدر رفته ، از حال او پرسيدم . تفصيلى بيان فرمود . پس از چند روز . . . آن بزرگوار در صحبت را باز نمود و با صحبهء خود ، كشف راز ؛ و من با پدر به خدمتش رفتيم . لدى الورد ، بىاختيار بر قدمش افتادم . تفقّد فرمود و به خدمتم قبول نمود و همه روزه مىرفتم و آستانش را مىرفتم . بناى مباحثه را گذارد ؛ روزها جماعتى را مستفيد مىنمود ؛ حكمت و فقه و اصول و تفسير و غير ذلك درس مىفرمود . روزى دامنش را به عجز گرفتم و گفتم : مرا نيز
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
ص٥٦