قصر ابو نصر ( 5 )
يكى از امكنهاى است كه مأمور بودم به جهت برداشتن نقشهء آن . و اين آثار و بناء در سمت مشرق شيراز است بر بالاى كوهى كه چندان ارتفاع ندارد و سوار به سهولت مىتواند بالا برود . در آنجا محوطهاى است به مقدار 20 ذرع طول و 20 ذرع عرض .
در آن محوطه ، پارچه سنگهاى عظيم بر زمين افتاده ، همه شكسته و درهم ريخته ، و معلوم است كه در شكستن آنها تعمّد « 1 » كردهاند ؛ [ 11
f
] از غرايب اينكه تمام آن سنگها سياه است ، به خلاف آن كوه ؛ معلوم مىشود كه سنگهاى اين عمارت را از جاى ديگر حمل و نقل نموده ، در اين مكان آورده ، به كار بردهاند .
اسكن
از وضع و محاذات ، چنين مستنبط مىشود كه آنجا عمارتى بوده بسيار عالى ، تمام از سنگ سياه برّاق و آن عمارت چهار در داشته به چهار سمت ؛ از آن دربها ، هنوز دو اسطوانه « 2 » برپاست و ارتفاع هر اسطوانه تقريبا 5 ذرع « 3 » و عرض آن درگاه 3 ذرع است ( 6 ) و يكپارچه سنگ نيز بر سر آن دو اسطوانه است و بر روى دو سنگ ، اسطوانهاى از دو طرف صورت دو شخص را نقش نمودهاند يعنى حجّارى كردهاند كه آن صورتها
هامش
( 1 ) . از باب تفعل : قصد كردن و آهنگ نمودن است .
( 2 ) . اسطوانه معرّب ستون است .
( 3 ) . ذرع : در اين كتاب هر جا كه نام ذرع مىآوريم ، ذرع متداول در اين زمان است كه 16 گره مىباشد .