چو [ ن ] كه فوق العادة و الطّاقة ، اظهار محبت دربارهام فرمود . . . » ( ص 122 دبستان الفرصه ) .
17 . از حضرت على ( ع ) است : حسود را حسدش بسنده است .
18 . اين كلمه در پهلوى
fravartin
است .
19 . مؤلف غياث اللغات گويد :
« . . . در خيابان نوشته كه بدين معنى اين لفظ عربى الاصل باشد ليكن در اكثر كتب فارسى داخل است . در عربى ، بذله به كسر اول ، جامه باد روزه . . . » ( منتهى الارب ) .
20 . اين كلمه در اوستا :
SpentaArmati
و در پهلوى
Spandarmat
و در پارسى سپندارمد ، سفندارمذ ، اسفندارمذ و گاه به تخفيف سپندار و اسفند ؛ مركب از دو جزء : سپند به معنى پاك و مقدس و آرمئيتى به معنى فروتنى و بردبارى و سازگارى و مجموعا به معنى بردبارى و فروتنى مقدس است . ( معين )
21 . مينو چهر در اوستا به صورت
ManushCithra
است و از دو جزء تشكيل شده است : جزء دوم همريشهء چهر فارسى است و جزء اول را بعضى همان مينو و برخى مانوش دانستهاند كه در صورت اول به معنى بهشتى چهره و در صورت دوم به معناى از نژاد و پشت منوش ( مانوش ) است .
22 . تندبار : از مجعولات دساتيرى است . رك : فرهنگ دساتير ؛ كه آن را جانوران درنده و زيانكار معنى كرده است .
23 . زندبار : از مجعولات دساتيرى است . رك : فرهنگ دساتير ؛ كه اين واژه را به معنى حيوانات بىآزار دانسته است .
24 . دساتير : كتابى است كه در عصر صفويه توسط پيروان آذر كيوان تأليف شده و آن شامل 16 كتاب است كه به زبانى خاص و مجعول تأليف شده و ترجمهء فارسى نيز همراه آنها آمده است و اين ترجمه را مؤلف به ساسان پنجم نسبت داده