واقع نشده صلاح نبوده است ، و به طور كلّى رفع يد از چون و چرا و عدم گلايه از حضرت ربّ العزّة . و به همين مرتبه ناظر است
كلام مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام در حديث مرفوعهء برقى كه : انّ الاسلام هو التّسليم ، و التّسليم هو اليقين
« 1 » . و علاوه بر ترك اعتراض بايد در قلب او هيچ نوع گرفتگى و غبارى نسبت به احكام تشريعيّه و تكوينيّهء الهيّه نباشد ، كما ورد في قوله تعالى :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 1 - » .
« سوگند به پروردگار تو اى پيغمبر كه اينان ايمان نمىآورند مگر آن هنگامى كه در منازعات و مشاجرات واقعهء بين خود تو را حكم قرار دهند ، و سپس آن كسى كه حكم بر عليه او نمودى و خود را متضرّر ديد به هيچ وجه در دل خود از اين حكم ضيق و تنگى نيابد بلكه شاد و خرّم باشد و از جان و دل به حقيقت مرتبهء انقياد ، تسليم و خوشنود باشد » .
اين مرحله همان مرحلهء ايمان اكبر است كه اسلام اكبر به روح سرايت نموده و دل و جان را حقّا متصرّف شده است .
هامش
( 1 ) - [ به درستى كه اسلام همانا تسليم است و تسليم ، يقين ] .
( 1 - ) - آيهء 65 ، از سورهء 4 : نساء .