خويشتن دور كند و همهء شهوتها و هوا و هوسها را از خود بسترد و بزدايد .
پيداست كه چنين شدن تا چه پايه دشوارست ، حالا كه چنين نمىتوان شد پس به بايزيد بسطامى و ابو سعيد ابو الخير و ابو الحسن خرقانى و سنائى و عطار و مولوى تهمت مىزنيم .
اين بحثى است كه هزار سالست در ايران مىرود ، هزاران كتاب در اين رشته نوشتهاند و به اين آسانى كه من و شما مىخواهيم نمىتوان در يكى دو صحيفه آن را خلاصه كرد . پس بهتر آنست كه بازهم سنائى و عطار و مولوى خود را بخوانيم ، آه صاحب درد را باشد اثر .
از جزئيات احوال فريد الدين عطار نيشابورى آگاهى درست نداريم . آنچه در كتابها نوشتهاند ما را قانع نمىكند و بيشتر آن مطالب با يكديگر متناقض و متباين است و آميخته با افسانههائيست كه اگر هم در زمانى مردم باور مىكردهاند ديگر در اين زمان ما فرزانگان باور ندارند . با اين همه چون تاكنون چيزى كه مقنع و بسنده باشد دربارهء او نوشته نشده است مىكوشم از اطلاعاتى كه بدستست حقايقى بيرون آورم . تاكنون در ديباچهء كتابهائى كه از عطار يا به نام عطار چاپ كردهاند چندين مقدمه در احوال او نوشتهاند . گويا قديمتر از همه آن مقدمهايست كه خاورشناس بسيار بزرگ فرانسوى سيلوستر دوساسى « 1 » بر چاپى كه از پندنامهء عطار كرده است « 2 » نوشته پس از آن خاورشناس دانشمند فرانسوى گارسن دوتاسى « 3 » رسالهء كوچكى بعنوان « شعر فلسفى و دينى ايرانيان بنا بر منطق الطير يا زبان مرغان فريد الدين عطار » « 4 » انتشار داده و در ضمن آن شرح حالى از عطار
هامش
( 1 ) -silvestre de sacy( 2 ) -pand - nameh ou le Liver des conseils traduils et pubile par silvestre de sacy , paris 1819 ( 2 e ed . stockholm 1929 )( 3 ) -Garcin de Tassy( 4 ) -La poesie philosophique et religieuse chez les persans d ? apres le Mantic uttair ou