12 . معرفه : چون انس بر قائمه يكرويى مستقر است ، لذا مذمت منافق ، آيه و روايه فوق حد احصاء مىباشد و حقيقتا نفاق ، يكى از حوايج مهمه عالم بشريت را مختل مىنمايد ؛ پس معصوم در شرائط اخوت فرمودهاند :
« ان تكون سريرته و علانيته لك واحده » ؛ يعنى برادر بايد ظاهر و باطنش با تو يكى باشد كه منافق و دورو نباشد ، و معلوم است كه انسان به منافق دو رو انس نخواهد گرفت ؛ ولى اگر از شر كسى بترسد و به جهت رفع شر او اظهار دوستى و مدح او نمايد ، به چيزى كه اعتقاد به آن نداشته باشد جائز است و آن را « مداراه » گويند و ادله تقيه نيز حاكم به جواز آن است . « 1 »
هامش
. . . ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . . .( روم ( 30 ) : 30 )
. . . اين است آيين استوار . . .
پس از بيان اين مطلب مىفرمايند : صفت ذاتى فطرت ، عشق است ( عشق به كمال ، زندگى ، علم و قدرت ) ؛ ازاينرو است كه مشاهده مىشود انسان عاشق ، در طلب انس و الفت است و به همين جهت است كه انسان خوانده مىشود ؛ زيرا به شدت طالب انس است ؛ چنانكه درباره مؤمن فرمودهاند :
المؤمن آلف مألوف ( غرر الحكم ، ح 413 )
بنابراين از كمال علاقه وى در اين زمينه حكايت مىكند . خداوند تعالى در مقام امتنان مىفرمايد :. . . خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً . . .( روم ( 30 ) : 21 )
. . . همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد . . .
تا بدينوسيله خواسته ذاتى وى را تأمين كند .
از مجموع گفتهها به بخش دوم اشاره شد كه انسان با ويژگىهاى خود يك راه به سعادت برايش گشوده است و يك هادى و راهگشا براى او وجود دارد كه وى را به آرزويش مىرساند ، و قرآن همان راهگشاى بىرقيبى است كه انسانهاى پاك نهاد را به مقصود سعادت رهنمون مىگردد .الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ( بقره ( 1 ) : 2 - 1 )
الم - آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است .
( 1 ) . همان گونه كه در بيان فطرت گذشت ، انسان داراى خصيصهاى است كه با داشتن آن ايجاد شده است . اين خصيصه همان فطرت است كه با آن نواقص را رفع مىكند و به سوى كمال ره مىسپارد و سود و زيانش را تشخيص مىدهد و راه معينى را به سوى سعادت مىپيمايد . از سويى فطرتش داراى يك ويژگى