Skip to main content

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — Page 239

Contributors:

P.239
صفى نرنجد از كلام حسود * كه گفته حرفى از ره حقد و كين و ليك باشدم ازاين‌رو دريغ * كه حق نموده لعن بر مفترين بر او دهد خداى توفيق آن * كه تا شود به بخردى همنشين
*
تا كى سخن ز حاضر و غائب * بر خود نگشته هيچ مراقب نشاخته وجوب ز امكان * بدهى قرار ممكن و واجب ننموده رتبه‌اى و نمائى * تحقيق از وجود و مراتب موكشى حساب خداوند * در بندگى نگشته محاسب گوئى بس از غرائب عالم * در خود نديده هيچ غرائب
*
هنگام بهار است و چمن پرگل و سوسن * آفاق چو بتخانهء چين گشت مزين