جدش حضرت حسين عليه السلام با اهل ارض قتال مىكند به همين معنى است كه دنياپرست تابع يزيد است و قاتل حسين . تا قيامت آزمايش دائم است . بعضى گويند دين پيغمبر كه بيش از يكى نيست ديگر اين مرشد كيست و حرفش چيست .
مرشد گويد تا نفس سركش است تابع دين پيغمبر نتواند شد و جز به رياضت او را رام نتوان كرد . از اين جهت فرمود بعد از جهاد اصغر بجهاد اكبر رجوع كنيد تا نفس مهذب و مؤدب شود . مرشد كارش به كار خلق نيست .
آزارش به كسى نمىرسد ، غيبت نمىكند ، تهمت نمىزند ، دروغ نمىگويد ، حرص و طمع ندارد ، بخل و حسد ندارد دل از دنيا بركنده اغلب بفكر مردن است .
اينقدر گفتن به قدر فهم تست * مردم اندر حسرت فهم درست
. و السلام
اى عزيز علت هريك از اعمال شنيعه و اخلاق ذميمه را با تو گويم تا بدانى از براى چه نهى كردهاند چون نتيجه را دانستى بهتر منهى و متنبه گردى .
ظلم از عمر آدمى بكاهد و در آخر عمر هرچند عزيز باشد ذليل شود و اغلب باشد كه بامراض زشت مبتلا گردد . و ناموسش به ديگرى مايل شود و او را نخواهد و اولادش به زحمت و عسرت و خفت افتند و هيچ ظالمى نباشد كه اينها به او نرسد و ظلم و تعدى بر مال و ملك و فوس و ناموس و آبروى خلق است و از براى هريك نتيجه معين و كوتاهى عمر در هر نوعش محقق . زنا هم نوعى از ظلم است و پاداش آن بالبديهه كمى عمر و تلخى زندگانى و فقدان عزت و مال . جز اينكه بلامانع بود .
لواط فاعلش در هر چشمى حقير نمايد حتى اشخاصى كه محتاج او باشند قدرى به او نگذارند و وزنى به او ننهند و اغلب كارها بر او مشكل شود .
شرب خمر در هر مزاج بمناسبت خلط غالب احداث امراض رديه كند و عقل را از جادهء استقامت بگرداند هرچند شخص خردمند و زيرك باشد .
قمار وقت آدمى را كه در آن تحصيل هر نوع فضائل توان نمود ضايع كند و سرمايهء مردمى را بتلف دهد .
سرقت از هر فعل بدى عيبش بيشتر است . بدان ماند كه شخص چشم بىعيب خود را به زحمت و ترس درآورد و چشم عاريه بر جاى آن گذارد كه از آن نتواند ديد .
يعنى رزق مقسوم خود را با هزار زحمت و خوف با سنگ و سفال عوض كند كه دهن و دندانش خورد شود و رفع جوعش نشود و چون بخورد شكمش آماس كند و به درد قولنج بميرد و هر نوع تقلبى از اين قبيل است .