تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
امسال كه ( 1306 ) هجرى است در دار الخلافة وفات يافت . » « 1 »

( 9 - شمس الحكماء ، آقا اسد اللّه گلپايگانى « ايزد گشسب » )

وى در كتاب خود شمس التواريخ فرموده است : « آقا محمّد رضا قمشه‌يى ، حكيمى با معرفت و صفا چندين سال در قمشه بتدريس كتب حكمت و عرفان اشتغال داشت ، در اواخر به تهران آمد ، فصوص الحكم را خيلى خوب درس مىگفته وفاتش در سنه 1306 ( هزار و سيصد و شش ) غرّه صفر در تهران اتفاق افتاد . اين شعر از اوست :
« ساغر ز خون ماست به اندازه نوش كن * اين جام باده نيست كه لبريز مىكنى »
« 2 »

( 10 - حاج سياح )

« شهر قمشه جاى فراوانى و ارزانى هر قبيل نعمت و أرزاق است . اهلش هم مردم افتاده و ملايم هستند . وضع شهر هم بد نيست . در موقعى كه مشغول زيارت بودم ، جوانى پاك و با لباس زيبا ديدم از هر دو چشم نابينا . سؤال كردم ، كيست ، گفتند : « پسر آقا محمّد رضاى حكيم است » او به فراست دانست من غريبم . سؤال كرد خود را معرفى كردم . من در حجره‌اى بودم همراهان در ايوان جا داشتند به خاطر آوردم . اينكه نوزده سال پيش از اينجا عبور به شيراز كرده بودم . ديدم گذشته مثل خوابى است بلى آيندهء اين حال هم مثل خوابى خواهد بود . به هر حال در آن هواى با صفا شب را به
هامش
( 1 ) - منتخبى از تاريخ فلاسفه اسلام ، ص 371 ، به نقل از مكارم الآثار ، ص 164 . ( 2 ) - شمس الحكماء گلپايگانى ، آقا اسد اللَّه - شمس التواريخ - ص 33 .