از ذكر بسمله به اين جمله دلنشين « يا رحمة اللّه الواسعة ، و يا باب نجات الامة » با إخلاص تمام مترنم مىشدند سالها پس از آن نيز در دوران جوانى در تهران هفتهاى يك شب در خدمت مرحوم استاد الأساتيد ، آقا ميرزا مهدى آشتيانى - قدس اللّه روحه - به مسجد « حوض » ( كه پيش نماز آن مسجد آقا سيّد ميرزا محمّد باقر مسجد حوضى شهرت داشت و مردى شريف و بزرگوار بود ) مىرفتم . در اين مجالس مرد سالخوردهاى موقر كه قدى بلند و خميده داشت ، قبل از أفادت و افاضت ميرزا ذكر مصيبت مىكرد . آقا ميرزا مهدى پس از استماع روضه او به افاده مىپرداخت و معمولا با طرح دو سه مسئله فقهى صحبت خود را آغاز مىكرد و سپس به تدريس اصول عقايد مىپرداخت . در آن زمان عدهاى از تجار علاقه به شركت در اين گونه مجالس نشان مىدادند و به اشتياق تمام به مطالب مرحوم آقا ميرزا مهدى در معارف اسلامى كه به طريق ارباب معرفت و ذوق بيان مىكرد ، گوش مىسپردند . بعدها روزهاى جمعه هر هفته در منزل مرحوم « جام ساز » رشتى اين مجلس منعقد مىشد و آن مرد كهنسال مانند گذشته در اين مجالس شركت مىكرد و قبل از بيانات آقا ميرزا مهدى به نوحه سرايى مىپرداخت و همچون گذشته بسيار مورد توجه و احترام حضار بود .
از مرحوم حاج ميرزا تقى آجيلى ( كه يكى از تجار محترم بازار تهران بود و بعدها بين ايشان و بنده دوستيى عميق برقرار شد ) نام آن پيرمرد را پرسيدم ، گفت :
نامش « ضياء خراسانى » و مشهور به « شيخ حسن رثايى » است و آقاى ميرزا براى او احترام خاصى قائل است .
يك بار هم هنگام مراجعت از مسجد حوض ، نگارنده به آقاى آشتيانى عرض كرد كه هر كس صداى دلنشين و رساى آقاى شيخ حسن را بشنود خيال مىكند اين صداى كسى است كه سى سال عمر دارد نه شخصى كه حدود هشتاد سال از سنش
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: محمد رضا قمشه اى
ص٤٤