و الثاني : أنّ السكينة تكون نعتا و تكون حينا بعد حين ، و الطمأنينة نعت لا يزايل صاحبه .
يعنى آنكه فرق ثانى آن است كه سكينه گاهى ثابت مىباشد و مىگردد نعت ، و گاهى مىباشد حينى بعد از حينى ، و ثابت نمىباشد و نمىگردد نعت ، به خلاف طمأنينه . پس به درستى كه طمأنينه نعتى است ثابت كه مفارقت نمىكند از صاحبش هميشه .
و هى على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : طمأنينة القلب بذكر اللّه تعالى
، و هي طمأنينة الخائف إلى الرجاء ، و الضجر إلى الحكم ، و المبتلى إلى المثوبة .
و قول شيخ كه « طمأنينهء قلب به ذكر خداى تعالى است » اشارت است به قول خداى تعالى كه « 1 » : « به « 2 » ذكر خداى تعالى اطمينان و آرام مىگيرد قلوب » « 3 » و او آن است كه فراموش نكند قلب ربّ خود را و غافل نشود از او لحظهاى . پس هرگاه بوده باشد خائف از او عبد او ، و غالب شود بر او خوف و مستوحش باشد ، انزال مىكند بر او خداى تعالى سكينهاى از وعد خودش . پس غالب مىشود او را رجا و امن .
پس آرام مىگيرد ، و اين است قول او كه : « و هي طمأنينة الخائف إلى الرجاء . »
و امّا « طمأنينة ضجر به حكم » پس او وقتى است كه بوده باشد با عبد بتحقيق كه ملول شود از تكاليف و دلتنگ شود از صبر بر مجاهده يا فقر و جوع ، نازل مىكند خداى تعالى بر او به رحمت خود سكينهاى از مشاهدهء حكم ، و مىگشايد بر او باب يقين را . پس آرام مىگيرد به حكم خداى تعالى در او ، [ به ] حيثيتى كه دانسته است - بلكه مشاهده مىكند - در مقام احسان آنكه حكم خداى تعالى در او همچنين
هامش
( 1 ) . اصل : - و قول شيخ . . . تعالى كه .
( 2 ) . اصل : و به .
( 3 ) . ترجمهء سورهء رعد ، آيهء 28 .