باب مقام المراد
قال اللّه تعالى :
وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
« 1 » .
مراد به استشهاد آن است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود مراد خداى تعالى ، پرورده شده از براى نبوّت ؛ پس از اين جهت بود كه نگهداشت و معصوم گردانيد او را خداى تعالى و القا كرد به سوى او كتاب را از غير عملى از او و نه رجايى به سبب استحقاقى ، بلكه از براى مجرّد رحمت و محض فضل و امتنان از خداى تعالى ، قال « 2 » قدّس سرّه :
أكثر المتكلّمين في هذا العلم جعلوا المراد و المريد اثنين ، و جعلوا مقام المراد فوق مقام المريد ؛ و إنّما أشاروا باسم المراد إلى الضنائن « 3 » الذين ورد فيهم الخبر .
[ بيشينهء متكلّمان ] « گردانيدهاند مراد را غير مريد » و مرتبهء او را اعلا از مرتبهء مريد ، و بتحقيق « 4 » كه مذكور شد وصف مريد در باب ارادهء از اصول ؛ و حاصلش آن است كه مريد كسى است كه سابق باشد اجتهاد او كشف او را ، و سلوك او جذب او را ؛ و « مراد » كسى است كه سابق باشد كشف او اجتهاد او را ، و جذب او سلوك او را . پس مراد و اصل است به محض اجتبا و برگزيدن ، و مريد مهدى است بعد از انابت ، همچنانكه فرمودهاند خداى تعالى كه :
اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ .
« 5 »
و مرادون ضنائناند ؛ يعنى خواصّى كه ضنّت كرده است خداى تعالى به ايشان بر بلا ، گفته مىشود : « فلانى ضنينهء من است در ميان اخوهء من . » يعنى تخصيص دادهام او را و بخيلى مىكنم به او آنكه ضايع كنم او را . بتحقيق « 6 » كه وارد شده است
هامش
( 1 ) . قصص / 86 .
( 2 ) . اصل : قوله .
( 3 ) . اصل : الضنائين .
( 4 ) . اصل : تحقيق .
( 5 ) . شورى / 13 .
( 6 ) . اصل : تحقيق .