است از شرك ، و فاروق است ميان كفر و ايمان ؛ و از براى بودن او جمعكنندهتر از براى قلب با خداى تعالى ، و نفىكنندهتر از براى غير ، و قوىتر و سختتر از روى تزكيه از براى نفس و از روى صاف گردانيدن باطن « 1 » و پاك گردانيدن از براى خاطر از « 2 » حديث نفس ، و منعكنندهتر از براى شيطان .
و از براى امر آنچه اجماع كردهاند مشايخ و سلف همه بر آنكه مريد واجب است آنكه مداومت كند بر اين ذكر تنها .
و « دعا » مثل قول اوست كه :
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
« 3 » ،
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
« 4 » ،
رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
« 5 » و امثال اين .
و هر چيزى كه بوده باشد از قرآن يا مروىّ از پيغمبر عليه السّلام ، مىباشد افضل ؛ و خصوصا چيزى كه در او باشد طلب هدايت و استقامت و چيزى كه مناسب حال سالك و مقام او باشد . زيرا كه در مأثورات - با « 6 » استحضار معنى - بركت صحّت متابعت است و استفاضه است از روح پيغمبر عليه السّلام .
و امّا « مراعات » پس مثل صلاة با حضور قلب . زيرا كه صلاة - با بودنش ذكر - در او مراعات شرع و رعايت حقوق خداى تعالى است ، و همچنين در ساير عبادات و تلاوت كلام اللّه و اذكار و مقوّيه از براى حضور قلب و رعايت وقت ، مثل قول او كه :
« خداى تعالى ناظر است به سوى من و او با من است و خداى تعالى مىبيند مرا » و امثال اينها . پس به درستى كه در آنها خلاص است از غفلت و نسيان .
هامش
( 1 ) . اصل : - باطن .
( 2 ) . اصل : و .
( 3 ) . بقره / 286 .
( 4 ) . آل عمران / 8 .
( 5 ) . ممتحنه / 4 .
( 6 ) . اصل : به .