باب الفتوّة
قال اللّه تعالى :
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
« 1 » .
« فتوّت » اسم است از براى مقام قلب صافى از صفات نفس ، و اين صفا زيادتى « هدى » است بعد از ايمان ؛ و از اين جهت بود وقتى كه سؤال كرد موسى عليه السّلام از پروردگار خود از فتوّت ، فرمود خداى تعالى كه : « أن تردّ نفسك إلىّ طاهرة كما قبلتها منّي طاهرة » .
[ معناها ]
نكتة الفتوّة أن لا تشهد لك فضلا ، و لا ترى لك حقّا .
نكتهء شىء خلاصهء اوست و چيزى كه مقصود است از او « 2 » و اشرف چيزى است از او مثل انسان از عين ؛ پس بنابراين اشرف خصال فتوّت و خاصّهء او كه به آن خاصّه ممتاز مىشود از غير فتوّت آن است كه مشاهده نكنى از براى نفس خود فضلى را بر احدى و نبينى از براى خودت حقّى كه مطالبه كنى به او احدى را ، بلكه ببينى حقوق را واجب بر خود از براى كلّ - نه از براى خود - زيرا كه از خصوصيت صفا است شهود فضل ناس و محو انانيت شيطنت و رعونت نفس . « 3 »
و هى على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : ترك الخصومة ، و التغافل عن الزلّة ، و نسيان الأذيّة .
يعنى : آنكه مخاصمه نكنى احدى را بر حقّ خود از روى ظاهر به آنكه مطالبه كنى او را به آن حقّ ، و خطور نكند به بال تو آنكه از براى تو بر او حقّى است از روى
هامش
( 1 ) . كهف / 13 .
( 2 ) . ك : + كأنّه نكت و اعلم ليعلم أنّه هو المقصود من ذلك الشيء .
( 3 ) . ك : رعونة النفس و طولها .