Footnote
پرسيدند شما مگر تغيير عقيدة دادهايد اين خضوع وأرادت بىسابقه بوده گفت نه نه عزيزان من نقبلها ونلعنها واين جمله در بين شاگردان الأزهر مثل ساير شد ودر أفواه داير اما آن كس كه طمع خود را از خلق بريده وبه خداوند توكل واعتماد دارد هرگز نزد غير خدا خضوع نمىكند يكى از شيوخ أزهر در صحن مدرسه درس مىگفت وپاى خود را دراز مىداشت زيرا مبتلاى به پادرد بود چنان اتفاق افتاد كه روزى پادشاه مصر بجامع أزهر آمد ومدتي بر پاى ايستاد وبمنظره حوزه درس وأستاذ مىنگريست وشيخ كوچكترين تغييرى در وضع خود نداد وحتى پاى خود را نيز جمع نكرد شاه را سادگى وبساطت وعلو طبع ومناعت شيخ خوش آمد دستور داد مبلغ زيادى به أو تقديم دارند پيشخدمت مخصوص شرفياب شد وسلام شاه را با هديت شاهانه ابلاغ كرد شيخ بزرگوار نپذيرفت وگفت قل لافتدينا ان الذي يمد رجله لا يمد يده .