هامش
به گفتهء عرفا سفر روحاني ونوراني را مانند سفر بدني جسماني منزلهاى متعدد ومعارج مختلفي است كه يكى پس از ديگرى پيموده مىشود تا بآخرين منزل مناسب خود مىرسند هرچند كه برخى گويند سالك ابتدأ دارد وانتها ندارد آغاز بشر معلوم ولى انجام أو ناپيداست زيرا بهر مقامي از مقامات كه مىرسد مقام مهمترى در نظر أو جلوهگرى كند وطالب ترقى ملوم نشود بلكه هر قدر روح قوىتر ونفس شريفتر بود مطلوب أو عالىتر بود چه قناعت در أمور مادي ومالي ممدوح است در معنويات مذموم وناپسندهرچه در اين راه نشانت دهند * گر نستانى به از آنت دهندولى بايد دانست كه نخستين منزل واولين وادى خود را بيگانه ديدن واز خودى بيخودى جستن است تا آدمي بمقام فنا نرسد وترك خويشتن نكند بدرك هيچ مقامي نائل نگردد يكقدم بر خويش نه وآن ديگرى در كوى دوستإذا قلت اهدى الهجر لي حلل البلا * تقولين لولا الهجر لم يطب الحب
وان قلت هذا القلب احرقه الهوى * تقولين نيران الهوى شرق القلب
وان قلت ما إذ نبت قلت مجيبة * حياتك ذنب لا يقاس له ذنب
هر نكتهاى كه گفتم در وصف آن شمائل * هر كو شنيد گفتا للّه در قائل
دل دادهام به يارى عاشقكشى نگارى * مرضية السجايا محمودة الخصائل
گفتم كه كي ببخشى بر جان ناتوانم * گفت آن زمان كه نبود جان در ميانه حائل
منصور بر سردار اين نكته خوش سرآيد * از شافعي مپرسيد أمثال اين مسائل