سپر ردّ آن تير يا به نسيان يا به تذكير « 1 » برگمارند ؛ و بر اثبات اين مدّعا حضرت مولوى به دو آيهء كريمه تمسّك و استدلال مىآرند :
يكى : آيهء
أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي
است ؛ و تمسّك « 2 » [ به ] اين آيه ظاهر است كه رجوع ضمير « أنسوكم » كه ضمير جمع غايب است به سوى اصحاب صفّه است . يعنى فراموش گردانيدند اصحاب صفّه - اى تمسخركنندگان - ياد من از دلهاى شما .
دويم : آيهء
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها
است ؛ و بناى اين تمسّك بر قرائت ابن عامر است كه ابن عامر « 3 » « ننسخ » را به ضمّ نون روايت كرده است و از باب « افعال » كه متعدّى است قرار داده است و گرنه بر قرائت مشهور - كه فتح نون است - تمسّك درست نمىشود . چرا كه بر اين تقدير ، مراد از ضمير متكلّم كه در « ننسخ » است ، حق تعالى است و حق ناسخ خواهد بود ، بهخلاف روايت ابن عامر كه بر اين روايت ناسخيت حكم از جانب رسول خواهد شد و بر اين تقدير معنى آيه چنين خواهد شد كه « چيزى را كه حكم مىكنم اى محمّد ! تو را به نسخ گردانيدن تو آن چيز را « 4 » ، پس حكم مىكنم من تو را به آوردن تو حكمى را كه بهتر است آن حكم از حكم اوّل يا برابر است آن حكم با حكم اوّل . » پس بر اين تقدير ، نسخ از جانب بنده ثابت خواهد شد ، بهخلاف تقدير فتح نون كه تقدير لازمى است ؛ تمسّك آيه بر ناسخيت عبد درست نمىشود مگر به تكلّفى كه بعضى مرتكب آن تكلّف گشتهاند و گفتهاند « 5 » كه چون عبد فانى در حق است ، پس نسخ حق عين نسخ عبد است و ليكن لازم مىآيد كه بر اين توجيه استدلال آوردن به آيهء
حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي
بىفايده و مستدرك باشد . چرا كه همين توجيه بر اثبات مدّعا كافى است
/ A 21 /
احتياج [ به ] ايراد آيهء
أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي
ندارد .
و اگر بر قرائت مشهور كه به فتح نون است ، بدينطريق توجيه نموده شود كه آيهء
ما نَنْسَخْ
به جهت بيان مشروعيت « 6 » و وقوع آن نسخ است از جانب حق ، و آيهء
أَنْسَوْكُمْ
هامش
( 1 ) . س : تذكر .
( 2 ) . س : بتمسك .
( 3 ) . ش : + ما .
( 4 ) . س : از .
( 5 ) . س : گفتند .
( 6 ) . ش : + نسخ .