[ مقدمه رسول جعفريان ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم هست دو اميد و يكى نيست بيم
اهميت خراسان در تمدّن اسلامى ، براى توليد و نشر افكار اسلامى در قالبهاى مختلف اعم از قرآن و حديث ، تصوّف و انواع و اقسام علوم عرفانى - ادبى ، كاملا مشهور و عيان است . در اين باب بايد گفت همان گونه كه خورشيد از خراسان بر سر جهان اسلام سايه مىافكند ، اين ناحيه در بعد فرهنگى خود نيز بسان خورشيدى ، تمامى نواحى عالم اسلامى را به نور خويش روشن كرده است .
در زمينهء تصوّف و عرفان ، اين درخشش قدرى شگفتتر و جذّابتر است و ما چه با انديشههاى عرفانى موافق باشيم و چه مخالف ، از زاويهء دانش بشرى و رويكردى كه اين دانش به اخلاق صوفيانه دارد ، بايد براى خراسان اهميتى دوچندان قائل باشيم .
مثنوى يكى از تحفههاى برجستهء ادبى - عرفانى خراسان است كه تمام ويژگىهاى علمى مكتب خراسان را در زمينهء تصوّف و ادب در خود جاى داده است و اكنون آثار آن نه تنها در اعماق جهان اسلام نفوذ و حضور دارد ، بلكه در دهههاى اخير دامنهء جهانى يافته است .
مثنوى هم بهعنوان يك اثر علمى - عرفانى و هم يك متن ادبى درجهء اوّل ، در طول قرون مطمح نظر دانشوران و فرهيختگان بوده است . لذا تلاش بسيارى بر آن بوده است تا به تبيين اشعار دشوار و اشارات آن پرداخته و فهم آن را براى ديگران آسانتر كنند .
كتاب حاضر ، از شارحى شايسته با نام محمد نعيم ، متعلّق به قرن يازدهم هجرى ، تلاشى است براى تفسير و تأويل شمارى از ابيات دشوار كه براساس دانستههاى نويسنده از اقوال مشايخ صوفيه و مستندات حديثى و قرآنى و عرفانى به انجام رسيده است .
سعى محقّق ارجمند و دانشمند گرامى جناب آقاى على اوجبى در احياى اين كتاب و نيز تلاشى كه در سالهاى اخير در احياى ميراث فلسفى و اسلامى داشتهاند ، مشكور باد .
رسول جعفريان رئيس كتابخانه ، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى