نموده ، خود را بر ذكر خدا و تزكيه نفس بسته ، و بالجمله افعالى را كه در قرآن و حديث بدان ترغيب نمودهاند به جاى مىآورند ، به جهت همين افعال آزار مىكنند ؛ و حال آنكه حق تعالى مىفرمايد :
« وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً »
[ الأحزاب ، 58 ] ، يعنى : آنانى كه مؤمنين را مىآزارند ، بىجرمى كه موجب آزار باشد ، هرآينه برداشتند بهتانى عظيم و گناهى هويدا را .
و ببايد دانست كه امور شنيعه كه از جهّال اين دو طايفه صادر مىشود بسيارست ، ليكن هيچكدام به حدّى نمىرسد كه موجب تكفير و جواز لعن شود ، بلكه هر دو بر ايمان خود باقيند و غيبت ايشان جائز نيست مگر در فسقى كه تظاهر به آن كنند .
و از اين اجوبه اكثر آن سؤالها كه در « طومار » مذكورست معلوم مىتوان كرد ، و ليكن ما به موجب التماس ايشان همه را در ذيل « سؤال » باز نوشتهايم ، و كيفيت سلوك راه حق را از رسالهاى چند كه درين باب نوشتهايم بطلبند : « زاد السالك » و « ترجمة الشّريعة » و « الفتنامه » و غير آن . وفّقكم اللّه للرّشد و الصّواب فى كلّ باب . و كتب محمّد بن مرتضى المدعوّ بمحسن عفا اللّه عنه . و الحمد للّه العالمين ، و الصّلاة على محمّد و آله الطّاهرين » .
گفتنى است بر اين رسالهء محاكمهء فيض يكى از دانشمندان حاشيه نوشته كه به ظاهر به فقه و اخبار آگاه بوده است و در بررسى و نقد اثر فيض قلم زده و از جمله نوشته كه « اكثر آنچه درين رساله ذكر شده اصلا ربط ندارد به ما به النّزاع » . ( رسالهء داورى فيض كاشانى ميان پارسا و دانشمند ، ص 19 ) .
به هر روى همين حواشى هم ، گذشته از سود بخشى در اطّلاع از آراء گردنده پيرامون كار فيض ، از ديدگاههاى ويژه و آگاهيهاى محشّى نيز ما را مىآگاهاند .
در همان جائى كه « راه صواب و طريقهء اولى الالباب را در باب محاكمهء بين المتخاصمين » شرح كرده و دربارهء رسالهء فيض از اين حيث داورى نموده ، گفته است :
« بدان - أيّدك اللّه - كه سخن علماء اماميه و متابعان اخبار و آثار معصوميه از مجتهدين سابقه و لاحقه آنست كه طايفهاى ذكر جلى را به آوازهاى بلند متجاوز از حدّ اعتدال و به آهنگ غناى حرام مىكنند ، و دست مىزنند و مىرقصند و چرخ مىزنند ، و اشعار