12 ) نصاب المولوى از همو كه منتخبى است از مثنوى . آن را به سال 1041 ه . ق . فراهم ساخته و در سه بخش سامان داده است : بخش نخست در آداب طريقت ، بخش دوم در آداب شريعت ، بخش سوم در معرفت و حقيقت .
13 ) شرح موسوم به « مكاشفات رضوى » از محمّد رضا لاهورى .
14 ) شرح محمّد قرهطوى رومى متخلّص به ضعيفى .
15 ) شرح موسوم به « روح المثنوى » از شيخ اسماعيل حقى بروسوى ( در گذشته به سال 1138 ه . ق . ) . اين اثر ، شرح هجده بيت آغاز مثنوى است .
16 ) شرح سيد عابد ده يعقوبى كابلى نقشبندى حنفى . 14
II
- تصوّف و تشيّع ؛ و مرده ريگ مولانا در اين ميانه
گر طاعتِ شبلى و جُنَيد است * بى دوستىِ ائمّه شَيد است
صد شكر كه زادهء وفايم * خاكِ رهِ آلِ مُصطَفايم
( بهشتى هروى ) 15 گفتگو از نسبت ميان تشيّع و تصوّف و بحث بر سر اين كه آيا تشيّع را با تصوّف پيوندى هست يا نه ؟ ، و تصوّف در ترازوى تشيّع چه وزنى دارد ؟ ، گفتگوئى نو پديد نيست .
اگر چه در نگارشهاى دانشمندان شيعى بزرگ پيش از حملهء مغول و مامنامههاى كلامى و فرقه شناختى آن روزگاران ، جدائى تصوّف و تشيّع بيشوكم مورد تصريح و تأكيد بوده است ، در سدههاى هفتم و هشتم اين پرسش ، هم در انديشهء انديشهمندان شيعى و هم در خاطر متصوّفان سنّى رنگ و روئى ديگر يافته .
شايد انگيزهء بنيادين اين دگرگونى ، تظاهرات و تمايلات متشيّعانهاى باشد كه به طور صريح و گسترده در ميان صوفيان و خانقاهيان اين اعصار خودنمائى مىكرده و از ديدهء