تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة فهرست و مقدمه 13

مساهمون:

صفهرست و مقدمه ١٣

عصر و سبك شاعر

هنر و ادبيات فارسى در عصر صفوى تجلّى و سيرى خاص دارد . مذهب در هنر و ادبيات عميقا رسوخ يافت و شايد به اين دليل بود كه هنر از بند و انحصار طبقه‌اى خاص رها شد و به ميان عامّهء مردم راه پيدا كرد . قهوه‌خانه‌ها و تكايا هريك مجامع ادبى شدند كه سلاطين نيز در اين مجامع گاه حضور مىيافتند و گويندگان را مورد حمايت و تشويق خود قرار مىدادند . در كمتر عصرى مانند دورهء صفوى سراغ داريم كه شايد نتوان گفت به خاطر شكوفايى ، ولى به جهت رواج شعر ، اين همه عالم و حكيم به شاعرى روى آورده باشند . از جمله علماى آن عصر كه تعدادشان هم زياد است و در زمرهء شعراى مقرر زمان‌اند ملا عبد الرزاق لاهيجى ملقب به فياض است . شعر فياض كه بيشتر در قالب غزل و قصيده است رنگ محيط و عصر خود را دارد ، و روشنگر طرز تفكر و بيان عقايد شاعر است ، و چون از عنصر تصوف و عرفان برخوردار است داراى شور و جذبه‌اى خاص است . از بركت وجود اين عنصر است كه بيشتر سروده‌هاى وى از حالت واقعه‌نگارى خشك و ابتذال مدّاحى كه در مثنوى و قصيده به چشم مىخورد بيرون آمده و اشعار او را رنگين و نمكين داشته است ، هرچند در بعضى قصايد فياض نيز پيروى از اين اصل كلى به چشم مىخورد . خوانندهء اين ديوان چنانچه اندك آشنايى با باب ولايت و اصطلاحات آن داشته باشد متوجه مىگردد كه فياض با بيان برخى معانى هيچ ترديد ندارد كه ايمان صورت نمىبندد مگر اينكه شخصى معتقد و وابسته باشد به امر ولايت قلبا و نيز بدون قبول آن هيچيك از فرائض و سنن پذيرفته نخواهد شد :
گفت آنگه بگو امام تو كيست * مايهء فخر و احترام تو كيست آنكه بىاو نماز نيست درست * عاشقان را نياز نيست درست
* * *
منم آن كس كه بىمحبت من * نه فرائض قبول شد نه سنن هركه را با منش شناخت نبود * از شناسايى خداش چه سود هست دانستنم خدا دانى * مهر من مايهء مسلمانى
سبك فيّاض نيز سبك معمول و رايج زمان او يعنى هندى است ، لكن نه آن هندى مغلق با مضامين پيچيده كه بيشتر معاصرين او سعى در سرودن چنان اشعارى داشتند و مورد مخالفت سخن سنجان دوره‌هاى متأخر قرار گرفتند ، بلكه بسيار ملايم ، با محتوايى پر از توصيف و تشبيه ، و متأسفانه گاه كمى دور از فصاحت و بلاغت و آيين دستورى .
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة فهرست و مقدمه 13 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده