در « خاتمه » اشارتى به مبدأ و معاد نموده ، ضمن تعريف هر يك و بدايت و نهايت سير انسان ، ياد مرگ و ذكر موت را موجب تخفيف تأثير عظيم آن به خويش دانسته ، نفس انسانى را موجودى مجرد ، فلذا ابدى معرفى مىكند . حضرت دهدار ، در اثناى رساله به آيات قرآن فرقان و احاديث نبوى و علوى و اشعارى از جناب سعدى و شبسترى و تمثيلات براى تقريب به ذهن در ايراد معانى ، متمسّكاند .
( 8 ) كواكب الثواقب
اين رساله داراى تمهيدى است و آنگاه هفت كوكب را بدين ترتيب در بر دارد :
[ كوكب اوّل : غرض از ايجاد عالم وجود ، ظهور مراتب علم . . . ]
كوكب اوّل : در اينست كه غرض از ايجاد عالم وجود ، ظهور مراتب علم است كه عالم علم انباشته روى هم است و اجزاى آن صور علميه حق - سبحانه و تعالى - اند و شرف انسان به تحصيل دانش است كه غذا با مغتذى مسانخ ، و علم موجب تصرف در مادهء كائنات و تسخير آنهاست و . . .
[ كوكب دوم : در كيفيت دانش . . . ]
كوكب دوم : در كيفيت دانش است و در آن ، علم را بالقوه در انسان موجود دانسته و آن را تذكرى مىداند ، و نيز در آن عدم اتحاد علم و عالم را محال شمرده است و همچنين برزخ نفس ناطقه را ، موقف علم او دانسته است و انسان را سراپا ، علم مىداند .
[ كوكب سوم : بيان اثبات توحيد واجب - تعالى شأنه - . . . ]
كوكب سوم : در اين كوكب به بيان اثبات توحيد واجب - تعالى شأنه - بر طبق ذوق اهل دانش پرداخته ، طلب دليل براى اثبات واجب تعالى را دليل بر اثبات او مىداند و بر نهج حكماء و طريقت عرفاء ، صانع عالم را اثبات مىكند و مرجع كثرات را واحد حقيقى دانسته براى توضيح گفتار خويش به منظومات شيخ شبسترى و لبيد و خواجه طوسى ، استشهاد مىنمايد .
[ كوكب چهارم : بررسى مطالب پيشين ( توحيد حق سبحانه ) بر طبق ذوق اهل تحقيق . . . ]
كوكب چهارم : در آن كوكب مطالب پيشين ( توحيد حق سبحانه ) را بر طبق ذوق اهل تحقيق بررسى مىفرمايند و ما سوى را نمود آن بود ، معرفى مىفرمايند كه او