خدمت وى به تلمّذ گذرانيد و كتب خوانده را پيش او تكرار كرد و آداب صوفيه را نيك فرا گرفت .
در زمان « برهان نظام شاه ثانى » ( 999 - 1003 ه ) حكومت برار يافت و پس از درگذشت وى به برهانپور رفت و در آنجا « خانخانان عبد الرحيم خان » را نسبت به او اعتقادى تام و تمام بهم رسيد ، سرانجام به بندر سورت شتافت و به ترك و تجريد و انزوا روزگارى بسر برد تا در هزار و شانزده ( 1016 ه ) كه شصت و نه سال از سنين عمرش مىگذشت ، رخت هستى بربست و يكى از فضلا تاريخ رحلت او را « خداشناس » يافت .
از آثار اوست : ايجاز مفاتيح الاعجاز ، حاشيه بر نفحات الانس و فصل الخطاب و شرح خطبة البيان و رسايل ديگر عرفانى كه به نام مرتضى نظام شاه و خان خانان نوشته است .
بنگريد به : محبوب الزّمن ( ص 578 ) ، شام غريبان ( ص 186 - 178 ) ، صبح گلشن ( ص 307 ) فهرست مشكات ( 3 : 2257 - 2261 ) و فهرستهاى ديگر .
تقى اوحدى گويد : مفخر الاعيان ، زبدة الزمان ، شمع دودمان اسرار ، خواجه محمّد [ بن ] محمود دهدار ، قرّة العين دهدار محمود عيانى بود ، مدتى مديد در بلاد هند به سر مىكرد ، فرزندان وى در اين ازمنه از دكن به گجرات آمده بودند ، هر دو جوان مستعد قابل رسيده ، و او را طبيعت نظم و تصوف ميراثى پدر است ( يك رباعى ) .
عرفات ( برگ 707 )
از اوست :
يك جرعه كه از حريف مستت برسد * بس چاشنى دم الستت برسد
اين جام نهادهاند بر طاق بلند * پا بر سر خويش نه كه دستت برسد
*
در آينه حال پشت چشم ار بينى * يك چشم بپوشىّ و به ديگر بينى