هيجانى عارض مىگردد ، چنانچه شيخ علاء الدولهء سمنانى ، از حال خود حكايت كرده و تجلّىاى كه او را در معركه دست داده ، آيا آن حضرت اعنى الحضرة المحبّيّة المحمدية را در آنجا كه هستند از اين حال بهره هست يا آنكه سبق معانى جسمانى از رغبت جذب نفع و دفع ضر و مكابدهء حسّاد و مدافعهء اضداد پيش گرفته و مجال لمعان اين برق ربانى نمىدهد ؟ و آفتاب اين مشاهده به سحاب حجب بشرى متوارى است ، يا آنكه دوام مشاهده و مخالطه و استمرار اين احوال غطايى رسم كرده بر ديدهء بصيرت كه از آن متأثّر نمىشود ؟ چنانچه دوام مشاهدهء سماوات و ارض مانع شده از آنكه
ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » به ديدهء شهود ناظرين رسد و زينت فايضهاى بر جهان براى ناظرين به مقتضى قول خداى عزّ و جلّ
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ
« 2 » از ايشان متوارى مانده .
( تنبيه ) از سالكان هركس كه نه پادشاه باشد و نه مصاحب پادشاه مادّهء رديّه در نهاد او باقى است كه اضمحلال آن مادّه جز به آنكه پادشاهان باشند يا مصاحب پادشاه ميسر نيست ، از اين جهت فرموده : « من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة الجاهليّة » « 3 » و چنانچه ايمان به خداى و ايمان به رسول خداى ضرورت است در تمامى كار آدمى ، اذعان به امام زمان لازم است . اگر در زمانه امامى ، اعنى سلطانى كه حلال باشد مصاحبت او ، نباشد آن جزيى است از تمامى خير كه از عالم رفع شده و رحمتى كه مر ايشان ( را ) مبذول نشده ! چنانچه در آخر الزمان قرآن رفع شود و لهذا چنانچه رفع قرآن از اشراط الساعة است ، تضييع امانت كه مفسّر است به توسيد امر به غير اهل آن از اشراط السّاعة است .
و هر سالك كه عهد چنين امام دريافته باشد ، مفضّل است بر سالكان كه چنين عهد
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 101 « در آسمانها و زمين چيست » .
( 2 ) . سوره حجر ، آيه 16 « و به يقين ما در آسمان برجهايى قرار داديم ، و آن را براى تماشاگران آراستيم » .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، شيخ صدوق ، ص 409 .