تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 16 [ تجلّى ذات خداى عزّ و جلّ بر آدمى ]

كارى كه آدمى را در پيش است با كارى كه حالا پيش گرفته ، به هم بازنمىخواند ، آدمى براى آن آفريده شده كه خداى عزّ و جلّ به ذات خويش بر او تجلّى كند و او تاب و طاقت آرد و متلاشى نشود و ذوق آن تجلّى را دريابد ، او كه ادنى امرى از امور جهان و واقعه‌اى از واقعات عالم را تاب نمىآرد و نزد آن بىطاقت و متلاشى مىشود و از دست مىرود ! چگونه تاب تجلّى ذات خداى عزّ و جلّ خواهد آورد كه در آن مشهد عظيم از جاى نرود و متلاشى نشود و آنچه گويند بشنود و آنچه نمايند ببيند و آنچه پرسند بگويد .
كجا تو زين عجب‌تر راز يا بى * كه يك شبنم ز دريا بازيابى
امرى كه سماوات و ارض و جبال از تحمل آن عاجز آمده‌اند ، نامزد آدمى شده .
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء كار به نام من ديوانه زدند
آدمى بايد كه انديشه‌اى بهتر از اين در كار خود كند ، كم‌كم حوصلهء خود را فراخ سازد و همت خود را عالى ، همچون كسى كه وى را در دريا شنا بايد كرد كه نخست در حوضى شنا كند ، بعد از آن در بركهء بزرگ ، ديگر در درياچه تا آخر نوبت دريا رسد ، و اگر تقديم اين مقدّمات نكرده باشد و بغتة دچار دريا خورد حالش خراب است . لبث آدمى در دنيا براى همين است تا به تدريج آشناى اين شنا گردد . واى بر كسى كه شناور ناشده اين واقعه بر او فرود آيد ، چارهء او هيچ نيست جز آنكه خود را در آتش جهنم افكند تا به الم سوزش آن مشغول شود از ادراك آن واقعه ! همچون كه اندام خود را داغ كند تا به سوزش داغ مشغول شود از سوزش عشق كه اشدّ است از سوزش داغ ! و بدا حال كسى كه آتش پناه و ملتجاى او باشد
مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
. « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 15 « جايگاهتان آتش است ، آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است » .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 74 | عبد الله قطب بن محيى