آله از خود نفى فرموده كه : « و ما انا من المتكلّفين » آن صفت ايشان است كه از خود نفى فرموده . و مثل ايشان مثل كبى است كه هرچه آدمى كند او مثل آن كند
جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ
. « 1 »
و اگر نيك تأمّل رود ، اصل اكثر سخنان انبيا است كه گيرند و در آن تصرفى كنند و به نوعى ديگر گردانند تا سخن ايشان باشد
فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
« 2 » اين منهاج فلاسفه « * » است لعنهم اللّه ! و ديگر منهاج متنبّيان است ، مثل مسيلمه و مزدك و آن نيز تكلّفى است بارد از تكلف فلاسفه ابرد ، براى آنكه فلاسفه نفس خود را بازىاى دهند و در خود با خود چنين انديشند كه مگر بر آناند كه برآنند ! و اين طايفه اين تسويل با نفس خود هم نكنند ، بلكه تسويل ايشان با مجرد ديگران باشد ، غرض كه غير پيغمبران خداى آثار تكلّف و فضولى و تعسّف و تصلّف بر حال ايشان ظاهر است و بر نفس خويش آثار عجز و ضعف و جهل ظاهر . پس متعيّن شد كه سبيل ، متابعت انبيا است عليهم الصلاة و السلام . و ذلك ما اردناه و الحمد للّه الّذى هدينا لهذا و ما كنّا لنهتدى لو لا ان هدينا اللّه و السّلام .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 13 [ تفويض امر ]
مؤمن كلّ امر خود به خداى عزّ و جلّ باز گذاشته ، براى آنكه دانسته كه هيچكس به وى مهربانتر از خداى او نيست ، و از خداوند خود زخم و سيلى خوردن ، بهتر و گواراتر است كه از دست ديگرى حلوا ، مؤمن روى دل به خداوند خود كرده و ذكر او
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 60 « و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده و آنان كه طاغوت را پرستيدهاند » .
( 2 ) . سوره زمر ، آيه 72 « وه چه بد [ جايى ] است جاى سركشان » .
( * ) . منظور ، فلاسفهاى هستند كه از سفرهء وحى و مصباح نبوت دورند . ( ويراستار )