تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
شكل ببينى از هوش روى ، چنانچه هرگز به هوش نيايى ، كسى را مىشناسم كه طفلكى ازآنجا ديده بيم آن بوده كه زهره‌اش بشكافد . اى ولى من ! انديشهء آن روز عظيم كن و دل از ديگر انديشه‌ها خالى كن و سخنان خلايق را باد شمار كه نمىدانند كه چه قصه واقع است ، از آن چنين بيهوده‌ها مىگويند : باش تا شير قيامت بغرّد و نهيب دوزخ به مسامعشان رساند كه
سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ
« 1 » آن‌گاه دانند كه آن بيهوده‌ها گفتنى بود يا نه
بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ
« 2 » و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 199 - [ در زمان مرگ يار و ياورى نيست جز ايمان ]

( من عبد اللّه قطب بن محيى الى وليّى و حبيبى فى اللّه الامير شمس الملّة و الدّين ابى سعيد ، امّا بعد ) . در زمان مرگ يار و ياورى نيست جز ايمان ، ايمان شخص را نگاه مىدارد از مرگ كه « المؤمنون لا يموتون و لكن ينتقلون من دار الى دار » و هركس كه در آن دم ايمان وى به غارت رفت ، مىميرد [ به ] مرگ ابد ، قال اللّه تعالى :
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً
. « 3 » قال بعض المفسّرين : « اى مات موت الابد » و اين بنده هرچند تأمّل كرده هيچ را چنان معين نيافته بر حفظ ايمان كه ربط قلب به معلّم خير ، هرچند ربط قلب و اعتقاد و انقياد اشدّ است ، آن دم ايمان آمن‌تر است از زوال و اللّه الموفق .
هامش
( 1 ) . سوره ملك ، آيه‌هاى 7 و 8 « از آن خروشى مىشنوند ، در حالى كه مىجوشد ، نزديك است كه از خشم شكافته شود » . ( 2 ) . سوره احقاف ، آيه 35 « [ اين ] ابلاغى است ، پس آيا جز مردم نافرمان هلاكت خواهند يافت » . ( 3 ) . سوره توبه ، آيه 84 « و هرگز بر هيچ مرده‌اى از آنان نماز مگزار » .