تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
هر دو خصم كه بر هم زدند ، چنانچه بدن از ايشان بر بدن مىزند ، دل از ايشان نيز بر دل مىزند ، چنانچه دو مصارعت دست مىدهد : يكى ميان بدن و بدن و يكى ميان دل و دل ، و لازم نيست كه از هر طرف كه بدن غالب شد ، دل نيز از همان طرف غالب باشد ، بسيار افتد كه برعكس باشد ، از آن طرف كه بدن غالب شد ، دل مغلوب گردد و از آن طرف كه بدن مغلوب گشت ، دل غالب شود ؛ و چون سالكان ارباب قلوبند مطمح نظر ايشان غلبهء دل است نه غلبه بدن ، اگر غلبه بدن نيز دست دهد فبها و نعمة و الّا غلبه دل ايشان را كافى است و غلبه‌اى كه اهل حق را موعود است بر سبيل قطع ، غلبه دل است ، غلبه بدن گاه اهل حق را بوده و گاه اهل باطل را . غرض آنكه اخوان را بايد كه دل از جاى نرود و هرچند اهل خلاف اسباب و ادوات ردّ ايشان جمع آورند و مصايد مكايد نصب كنند ، مبالات به آن ندارند كه آنها همه ( اسباب ) استيلا بر احوال جسمانى سالكان است ، اگر كارگر آيد ، اما به آن بر قلوب ايشان مستولى نتوان شد ، مگر آنكه و العياذ باللّه ضعف قلب و قصور نيّت و مخيله در اخلاص و غشّ در صدق ايشان باشد ، آن هنگام از خود افت خورند نه از آن اسباب ، از ما است كه بر ما است ! آن اسباب خارجيه ، محك ظهور خبثى بود كه در نهاد سالك خود باشد و گويد :
فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ
. « 1 » غرض آنكه بر اخوان از آنكه ظاهرا غالب باشند يا مغلوب ، زياده مبالاتى نيست ، غم از اين است كه مبادا در دل ايشان وهنى و حزنى و ضعفى و استكانتى پيدا شود على خلاف قوله تعالى :
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
و قوله تعالى
فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
« 2 » و از گفتهء
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 22 « پس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد » . ( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه‌هاى 139 و 146 « و اگر مؤمنيد سستى مكنيد و غمگين مشويد كه شما برتريد . و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان و تسليم [ دشمن ] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد » .