تيسير خدا مىرسم ، بايد كه تا رسيدن اين ضعيف هيچ مانع نمانده باشد ، تا رسيدن و به اين كار مشغول شدن يكى باشد . و اللّه مفتّح الابواب .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 171 - [ ترك لذات و شهوات از خاكستان به جانستان ]
من عبد اللّه قطب الى وليّى حقا الامير ركن الدّين حسن .
اشياء همه زندهاند و عجب آنكه بر مردم مردهاند از آن جهت كه ايشان را ازآنجاكه ايشانند نمىبينند ، ازآنجاكه در غرض ايشان نافعاند مىبينند ، مثلا درخت را به اين چشم مىبينند كه براى هيزم خوب است كه طعام پزيم و خوريم يا پوشش كه در زير آن آساييم يا ميوهء لذيذ كه به آن تمتع گيريم و درخت ازاينروىها تسبيحى ندارد و نطقى ندارد ، براى آنكه او در خود نه اينها است و نه روى به اينها دارد ، اگر ازآنجاكه او است و در آن مقام كه او در خود با خود در آن مقام است او را ببينند ، تسبيح او بشنوند :
هر كسى از ظن خود شد يار من * وز درون من نجست اسرار من
ترك لذات و شهوات آدمى را بىغرض مىسازد و چون غرض و ميل برخاست ، ديده به ديدار امر گشود و همه چيز از جاى خود نمود « و قد ورد فى الخبر من زهد فى الدّنيا اربعين يوما اجريت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » اگر خواهند كه از خاكستان به جانستان افتند اين سيرت پيش گيرند ، مسكين آدمى كه با وحشت مردگان خوى كرده و از انس زندگى محروم مانده ، هرچند چشم مىآورد و مىبرد جز مرده نمىبيند .
اسمعك اللّه وليّى نطق كلّ شىء فانّه انطق كلّ شىء و خلّصك من مجاورة المقابر و رزقك مجاورة الاحياء و لا حرّمك من نوال داود عليه السلام :
يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ