چگونه چيزها باشد كه عارف محقق كه شناساى آن است از آن چنين ترسان است بر مقربان خداى عزّ و جلّ تا خود چه رسد به حال ديگران .
در تفسير
وَ تَرى كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً
« 1 » گفتهاند : « انّ جهنّم تزفر زفرة لا يبقى احد الّا جثا لركبتيه حتّى ابراهيم الخليل يقول نفسى لا أسألك اليوم الّا نفسى » . از كعب الاحبار منقول است كه « و اللّه لو انّ لرجل يومئذ عمل سبعين نبيّا لاستقلّ عمله من شدّة ما يرى ، و اللّه لو ولى من غسلين و لو واحد فى مطلع الشّمس لغلت منها جماجم قوم فى مغربها ، و اللّه لتزفرنّ جهنّم زفرة لا يبقى ملك مقرّب و لا غيره الّا خرّ جاثيا على ركبتيه ( يقول ) ربّ نفسى نفسى و حتّى نبيّنا و ابراهيم و اسحاق عليهم السّلام » .
اى جماعت اخوان !
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
« 2 »
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ
« 3 » ،
إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلًا
« 4 » ،
ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً
« 5 » اينها همه شرح عظمت و جلالت و مهابت و سطوت آن روز است ، مسكين آدمى عاجز ضعيف كه در چنگال آن اهوال افتد و چيزها بيند كه هرگز نديده باشد كه چگونه حيران و هايم و دستپاچه گردد :
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
. « 6 »
آدمى هرچه مكرّرا ديد ( و ) بر آن گستاخ شد و راه و روى آن بشناخت با آن زياده
هامش
( 1 ) . سوره جاثيه ، آيه 28 « و هر امتى را به زانو در آمده مىبينى » .
( 2 ) . سوره ص ، آيههاى 67 و 68 « بگو اين خبرى بزرگ است ، [ كه ] شما ازآنروى برمىتابيد » .
( 3 ) . سوره نبأ ، آيههاى 2 و 3 « از آن خبر بزرگ ، كه درباره آن با هم اختلاف دارند » .
( 4 ) . سوره انسان ، آيه 27 « اينان دنياى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [ به غفلت ] پشت سر مىافكنند » .
( 5 ) . سوره اعراف ، آيه 187 « [ اين حادثه ] بر آسمانها و زمين گران است جز ناگهان به شما نمىرسد » .
( 6 ) . سوره قارعه ، آيههاى 4 و 5 « روزى كه مردم چون پروانه [ هاى ] پراكنده گردند ، و كوهها مانند پشم زده شده رنگين شود » .