تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اللّه سبحانه قطع شرّ اين قطاع الطريق از سالكان راه حق بكناد تا به دلى امن اين راه روند كه شربهء خمر و اكلهء ربا و هرگونه فسّاق و ارباب هوا از ايشان آمنند و سالكان راه حق و طالبان طريق صدق از ايشان در محنت و عنا و به بهتان و افتراى ايشان پيوسته مبتلا ! اللّهمّ اكفنا شرّهم و اعد اليهم مكرهم انّك قلت و قولك الحقّ
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
« 1 » و السّلام على الاخ الاعز و رحمة اللّه و بركاته . فصل : بالخير الى شيخ كريم الدّين ، معلوم داند كه شيخ محمود باز آمد و بهاء الدّين را نياورد و سببش آن بود كه داروغهء [ منطقهء ] « خشت » حال بهاء الدّين و صيادى او معلوم كرده و رغبت در توقيف او نموده و به مواعيد او را فريفته ، چنانچه طوعا او كرها او موقوف شده ؛ وظيفه آنكه آن برادر از همان جا متوجه خشت شود و او را به راه آورد و از مواعيد
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 2 » آگاه گرداند ، از خدمت و معاونت ظلمهء فسقه تحذير كند كه هر مرغ كه براى ايشان گيرد كار لهو اهل اضاعت و اتّباع شهوات راست دارد به او ، از خداى او را دورى پيدا شود و هر مال كه از ايشان به اجرت يا قيمت بستاند و بخورد ، او را در دل قساوتى روى نمايد و در جملهء معاشرت با ايشان جز مثمر شقاوت و مقت و سخط بارى تعالى ( نباشد ، زنهار كه از آن دورى جويد ؛ و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته ) . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 142 - [ مؤمن كشتى تن خود را به دست امواج اين دريا بازداده ]

من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمد . « فقد قال نبىّ اللّه صلّى اللّه عليه و آله : كن فى الدّنيا كانّك غريب او عابر سبيل » .
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 43 « و نيرنگ زشت جز [ دامن ] صاحبش را نگيرد » . ( 2 ) . سوره هود ، آيه 113 « و به كسانى كه ستم كرده‌اند متمايل مشويد كه آتش [ دوزخ ] به شما مىرسد » .
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 341 | عبد الله قطب بن محيى