و بعد وليّم را حق عزّ و جلّ فرد ساخت براى فرد ولد صغير و والد كبير كه علاقهء دلند از او باز ستد . اكنون يكباره روى دل با خداى خويش كند و شبانه روز به مناجات و تضرع و عبادت و تملّق به وى تقرب جويد ، او خداى را و خداى او را ديگر هيچ در عالم نشناسد « به جز يا هو و يا من هو كسى ديگر نمىدانم » شوخى شباب ، اموال و اسباب ، مام و باب ، همه اينها خداى عزّ و جلّ از او به دور داشت و كسى نمىشناسم كه اين مقدار احسان حق عزّ و جلّ دربارهء او كرده باشد و چنين نعم براى او فراهم آورده ، و اگر حديث « و اذا احبّه الحبّ البالغ اقتناه » درست شود ، مصداقش حال وليّم است .
اكنون قدر اين نعمتها بشناسد و الّا حجت خداى عزّ و جلّ بر او اشدّ باشد كه بر ديگران ، چون كليّات خداى عزّ و جلّ به رحمت خود از او صرف كرد ، جزئيات او به همت خود از خود صرف كند ، يعنى در مجارى احوال و تفاصيل معاملات متعلّق القلب به هيچ موجود نباشد فرحا و به هيچ مفقود آسفا ، قال سبحانه :
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
« 1 » اين است وصيّت وليّم . فبه و ليتمسّك و به فليلق ربّه عزّ و جلّ و اللّه نسأل ان لا تحرمنا و اخواننا من مقامات الابرار و كرامات الموقنين ؛ و السلام .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 134 - [ زنهار از آتش خشم منتقم جبار ]
من عبد اللّه قطب الى الاخوان الالهيين .
اين نامهاى است از من به سوى آنكس كه وى را در شنودن تذكره همّتى باشد و در
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 23 « تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [ سبب ] آنچه به شما داده است شادمانى نكنيد » .