جواب آن است كه تشريع آن نه براى توقف قوام است بر آن ، چه رزق مضمون است به مقتضى گفتار خداى عزّ و جلّ
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
« 1 » ، بلكه براى حكمتى است كه اشارتى اجمالى به آن رفت « و هى استنشاق روايح الاختيار موهبة من المقتدر الجبار » . و ما تقييد كرديم كه اشتغال به مصالح جهان نه چيزى است ضرورى در قوام بدن و آنچه موجب استيلاى وساوس است بر دل ، اشتغال است به آن ، به گمان آنكه قوام بدن بر آن موقوف است ، چه اين گمان اشتغالى ضرورى بار مىآورد كه شخص اصلا دفع آن از خود نمىتواند كرد .
اما اگر كسى به اكتساب معيشت مشغول شود ، امتثالا للامر ، داخل ساير تعبّدات باشد كه به اختيار ، ارتكاب آن مىكنند و چون به اين شرط خوض در آن كند ، چون ذكر كه از آن افضل است پيش آيد دست از آن و انديشه آن داشتن و به ذكر مشغول شدن به غايت بر او آسان است ، اگر راست مىگويد كه لمحض التعبد مىكند ، اين است سخن در اين مقام بر اندازهء افهام ، اما :
چيز ديگر ماند اينجا روشنش * با تو روح القدس گويد نى منش
يك ملكه از ملكات سالكان اين بود كه ذكر كرديم و بر اكتساب آن تحريص نموديم و اين يكى است از هزار ، آرى :
هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجا است * نه هركه سر نتراشد قلندرى داند
اخوان را معلوم باد كه راه خدا رفتن كارى جانخوار است و كار ليل و نهار است .
القصّه اين كار كسى نيست كه كار دارد شب و روز ، به اين مشغول مىبايد شد و مدام حديث از اين مىبايد كرد كه صفات ذميمه كه از خود دفع بايد كرد بسيار است ، و اوصاف حميده كه به دست بايد آورد همين سبيل ، و مفترضات دقيقه كه موضع آن بر مردمان پوشيده است بسيار ، و معاصى غامضه كه بر احوال و اعمال و اقوال و افكار
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 6 « و هيچ جنبندهاى در زمين نيست ، مگر [ اينكه ] روزيش بر عهدهء خدا است » .