و اگر گويى اين عروج مرا چگونه ميسر گردد ؟ گوييم : به جناح توفيق به اين اوج توان رسيد ، اما تو خود را از خود خالى كن تا سبك شوى كه جز سبك روحان به دين هوا بر نتوانند آمد و مرغ مردارخوار مدام سرنگونسار باشد و السلام على وليى .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 85 - [ روى دل يكباره به خداى كنيم ]
( من عبد اللّه قطب ) وليّم نوشته بود كه امروز به جزم و تحقيق دانستهايم كه همه كس دربند آزار مااند .
« بشرك اللّه بالجنة كما بشرتنا بشعار الصالحين » . امروز هنگام آن رسيده كه بالكليه خداى را شويم و روى دل يكباره به او كنيم ، چون جهتى ديگر نماند كه روى با آن شايد كرد :
خلق را با تو بد و بدخو كنند * تا تو را ناچار رو آنسو كنند
و چنانچه وليّم جزم و تحقيق دانسته كه همه كس دربند آزار مااند ، اين ضعيف به جزم و تحقيق دانستهام كه هيچكس آزار ما نمىتواند كرد ، براى آنكه ما را هوايى در چيزى نيست كه اگر مانعان نگذارند كه آن بشود ، ما شكسته خاطر شويم ، در هروقت آنچه وظيفه ما است در آن وقت بجا مىآوريم و امرى كه از حق عزّ و جلّ به ما متوجه است به تقديم مىرسانيم ، شدن و ناشدن امور به ما دخلى ندارد ، كدخدايى جهان به ما ندادهاند و خداوند سبحانه به تدبير امر ، متفرد است :
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
. « 1 »
اگر ما مىكوشيم در نظم اين اجتماع و انفراد ، براى آن است كه ما به اين كوشش
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 5 « كار [ جهان ] را از آسمان [ گرفته ] تا زمين ، اداره مىكند ، آنگاه [ نتيجه و گزارش آن ] در روزى كه مقدارش آنچنانكه شما مىشماريد هزار سال است به سوى او بالا مىرود » .