تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
ميراث انبياى و اصفيا است ، حرارت سالك صادق افروزد و اجر جزيل براى وى اندوزد و گناهان بيست‌ساله را سوزد . هان سالكان ، هان عابدان ، هان ساجدان ، درپريد در بلا ، روى مگر دانيد از جفا ، مترسيد از عنا ، كه :
طهارت ار نه به خون جگر كند عاشق * به قول مفتى عشقش درست نيست نماز
كار سالك آن زمان درست شود كه در راه خدا شكست يابد ، و آب با روى كارش آن‌گاه آيد كه آبرويش براى خدا ريخته شود ، سرى كه در اين ميدان گو نگردد گو مباش و دستى كه در اينجا از دست نرود ، دست از وى بدار ، پايى كه نه در اين راه پويد گو با تو مپاى .
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
. « 1 »
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست * كه هرچه بر سر ما مىرود ارادت اوست
هركس كه خدا را شناخت از همه كس باز پرداخت و هركس كه صفت جوار خداى شنفت از همسايگى بشر دلش گرفت ؛ هركس را كه با او سروكار است ، سر كار ندارد ؛ هركس كه دولت وصل يار يافت ، پرواى اغيار او را نماند ، ما و كنجى تنها و ياد خدا ، و هيهات كه با ياد او كس تنها نباشد . دشمن من گو سر به سنگ مىزن دشمن من سر به سنگ ده من قه قه قه ايشان تيشه بر پاى خود مىزنند و رگ و ريشهء خود بر مىكنند ؛ اى دوست تو را چه غم :
هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك * گرم تو دوستى از دشمنان ندارم باك
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 2 » . اخوان
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 163 « بگو : در حقيقت نماز من و [ ساير ] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانيان است ، « [ كه ] او را شريكى نيست و بر اين [ كار ] دستور يافته‌ام و من نخستين مسلمانم » . ( 2 ) . سوره توبه ، آيه 129 « پس اگر روى برتافتند بگو خدا مرا بس است هيچ معبودى جز او نيست بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است » .