تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أشعة اللمعات ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
ايشان به اطلاق و تقيّد است ؛ مثلا حقيقت مطلقهء انسانيّه به اعتبار اطلاق ، ظاهر است و به اعتبار تقيّد به مشخصات ، مظهر ؛ و شكّ نيست كه آن حقيقت مطلقه ، عين افراد خود است كه ظاهر وىاند ؛ پس اينجا مظهر غير ظاهر نباشد و ظاهر ، بذاته ، در مظهر ظاهر باشد نه به صورت و شبح .

ظاهر در تعيّن و تقيّد تابع مظهر است

و أيضا منها - ظاهر در تعيّن و تقيّد ، تابع مظهر است و مظهر در تحقّق و ظهور ، تابع ظاهر ؛ پس مظهر را به اعتبار تبعيّت ظاهر ، مر وراء مرتبهء اوّليّت است و به اعتبار تبعيّت وى مر ظاهر را ، مرتبهء آخريّت .

در معناى مظهر

و أيضا منها - مظهر - من حيث هو مظهر - باطن است ؛ زيرا كه وى حكم آينه دارد ؛ چون آينه از صورت پر برآيد صورت مىنمايد نه آينه ؛ پس ظهور ، صفت ظاهر است نه مظهر ، و باطن اين ظاهر همان نفس ظاهر است ، امّا به اعتبار حال تقدّم وى بر حال ظهور ؛ و باطن - باطن آنچه بر سبيل اجمال مىدانيم - از غيب هويّت ذات هر متعيّنى مسبوق است به لا تعيّن .

تفاوت موجودات خارجى در صلاحيّت مظهريّت اسماء و صفات الهى

و أيضا منها - موجودات خارجى در صلاحيّت مظهريّت اسماء و صفات الهى متفاوتند ؛ زيرا كه ايشان مظاهر اعيان ثابته‌اند و اعيان ثابته ، صور شئونات ذاتيّه و شئونات در اطلاق و كليّت و جمعيّت و مقابلات آن‌ها مختلف ؛ بعضى از آن قبيلند كه در كمال اطلاقند كه در مراتب تعيّنات فوق آن تعيّنى ديگر نيست ، چون تعيّن اوّل كه فوق آن ، مرتبهء لا تعيّن است و بعضى در كمال تقيّد ، چون تعيّنات شخصيّهء جزويّه و
أشعة اللمعات ( فارسى ) — صفحة 42 | عبد الرحمن جامي / هادى رستگار مقدم گوهرى