شده است « مگر اشارت به چنين يقينى » يعنى حقّ اليقين « بود ، اطمينان قلب و سكون نفس جز به حقّ اليقين حاصل نيايد » ؛ زيرا كه صاحب علم اليقين طالب آن است كه معلوم وى مشهود وى گردد ؛ پس بر آن علم اطمينان و قرار ندارد ؛ و صاحب عين اليقين طالب آن است كه در مشهود خود فانى شود و تعيّن وى مرتفع گردد و خود را عين وى داند و بيند ، پس به آن مشاهده اطمينان ندارد ؛ اما وقتى كه تعيّن وى مرتفع شد و مشهود وى به جاى وى بنشست و به حقّ اليقين متحقّق گشت ، اطمينان حاصل آمد و مرتبهء ديگر نماند در دانش كه طالب آن باشد .
« از سهل بن عبد اللّه تسترى « 1 » ، پرسيدند كه : ما اليقين ؟ گفت : « اليقين هو اللّه » يعنى نهايت يقين كه حقّ اليقين است ، آن است كه همه ، حقّ بينى بلكه همه را حقّ بينى ، مصراع :
" خود را چو همه هستى مطلق بينى "
« تو نيز
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« 2 » » أى اللّه بتجلّيه عليك و افنائك فيه ، « بيت :
در اين ره گر به ترك خود بگويى * يقين گردد تو را كو تو ، تو اويى »
به ترك خود بگويى ، يعنى رفع تعيّن خود كنى و تو او شوى ؛ زيرا كه امتياز تو از وى جز به آن تعيّن نيست ، چون آن مرتفع شد تويى و اويى يكى گشت .
هامش
( 1 ) . سهل بن عبد اللّه تسترى از طبقهء دوم و از بزرگان اين قوم و علماء اين طايفه است ؛ استاد وى ذو النون مصرى بود كه اين نيز از نزديكان جنيد بود ؛ سهل به سال 283 در 80 سالگى وفات يافت . ر . ك : نفحات الانس جامى ، ص 66 .
( 2 ) . حجر ( 15 ) آيهء 99 .