بماند با وى « 1 » .
« نورى « 2 » - قدّس سرّه - از بىنهايتى و دورى اين راه » به اعتبار سير فى اللّه « چنين خبر داد كه ، عربية :
" شهدت و لم اشهد لحاظا لحظته * و حسب لحاظ شاهد غير مشهد " »
و فى بعض النسخ " غير مشهود " أى حسب لحاظ شاهد غير مشهود قبل ذلك ، مىگويد : " ديدم و نگريستم محبوب را نگريستنى كه هرگز به آن نگريستن وى را ننگريسته بودم ؛ زيراكه جمال وى غير متناهى است هربار كه مىنگرم جمال ديگر مىنگرم ؛ پس آن نگريستن ديگر است و نگريستنى است پسنديده مرا ؛ نگريستن شاهدى كه پيش از اين مشهود نشده باشد " ؛ رباعى :
هر دم ز تو در ديده خيالى بينم * در هر ديدن ، تازه جمالى بينم
چون جلوهء تو نيست مكرر حاشا * كز ديدن تو به دل ، ملالى بينم
« اگر واصلان را » در سير فى اللّه چون به بعضى از مراتب وصول برسند « شوق باعث نيايد بر طلب اولى و اعلى » از آنچه يافتهاند ، « بر آنقدر كه يافتهاند ، اقتصار كنند و در مقام ثمّ ردّوهم الى قصورهم بمانند ،
خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ »
- أى لا يطلبون -
« عَنْها حِوَلًا
» « 3 » أى تحوّلا و انتقالا ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . صاحبان شريعت مانند نوح و موسى و عيسى - عليهم السّلام - و پيامبر عظيم الشأن ما سير و مقامشان با هم فرق مىكند .
پيامبر گرامى اسلام مظهر اسم جامع اللّه است ؛ عيسى روح منه است ؛ سيرش تا عقل اوّل است ؛ زيرا روح از عالم مادّه است . حضرات نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى - عليهم السّلام - سيرشان در همان اسمى كه مظهر آن مىباشند تمام مىشود ، امّا رسول اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - سيرش تا أو أدنى رسيده است .
( 2 ) . محمد بن محمد ابو حسين نورى از اعاظم عرفا و از طبقه دوم صوفيه است .
( 3 ) . كهف ( 18 ) آيهء 108 .