تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أشعة اللمعات ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
از محبّ مرتفع شود » ؛ زيرا كه هيچ‌كس نيست كه از محبت امرى - كونى يا الهى ، صورى يا معنوى - خالى باشد ؛ پس اصل محبّت از هيچ‌كس مرتفع نتواند شد ، « بلكه تعلّق او نقل شود از محبوبى به محبوبى » و فى الحقيقة متعلّق آن حبّ در همه محبوبان محبوب حقيقى خواهد بود و به اين معنى اشارت كرده است در اين بيت :
« نقّل فؤادك حيث شئت من الهوى * ما الحبّ إلّا للحبيب الأوّل » « 1 »
مىگويد : دل خود را به هر مرتبه كه خواهى از مراتب دوستى نقل كن كه وى در همهء مراتب ، تعلّق به محبوب اوّلين دارد ؛ رباعى :
با آنكه نخست قبله‌گاه دل توست * هرگز نشود رابطهء عشق تو سست صد جاى كنى گر سبق عشق درست * عشق تو بود در همه با يار نخست
« هركه را دوست دارى و به هرچه روى آرى ، او باشد اگرچه ندانى ؛ بيت :
و كلّ مغرى بمحبوب يدين له * جميعهم لك قد دانوا و ما فطنوا »
يعنى هر محبّى كه شيفته و فريفتهء محبوبى شده است ، فرمانبردارى او مىكند از هر جنس كه باشد آن محبوب ؛ جميع آن محبان به حكم فرمودهء
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
« 2 » فرمانبردارى تو مىكنند و بندگى تو به جاى مىآرند و نمىدانند ؛ نظم :
اگر كافر ز بت آگاه گشتى * كجا در دين خود گمراه گشتى « 3 » آنان كه به عشق اين‌وآن ساخته‌اند * غافل ز تو عشق با بتان باخته‌اند حقّا كه نديده‌اند در روى بتان * جز روى تو را اگرچه نشناخته‌اند
مگر مىگويد :
هامش
( 1 ) . دهخدا در امثال و حكم ( ج 3 ، ص 1377 ) اين بيت را بعد از نقل بيتى ديگر :« كم منزل فى الارض يألفه الفتى * و حبّه ( كذا ) ابد الأوّل منزل »به ابو تمّام طايى نسبت داده است . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 23 . ( 3 ) . اگر بت‌پرست و مشرك از حقيقت بت آگاه بود و مىدانست كه بت مظهر حقّ است و حقّ به صورت او ظهور نموده و از اين جهت مسجود و معبود و متوجه اليه است ، كجا در دين و ملّت خود گمراه مىشد ؟ يعنى هرگز بت‌پرست نمىشد بلكه موحّد و حق‌ّپرست مىشد و دين اسلام را انكار نمىكرد .