« خدا نور آسمانها و زمين است ، مَثَلِ نورِ ، او چون چراغدانى است كه در آن چراغى وجود دارد كه آن چراغ در شيشهاى است . آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مىشود . نزديك است كه روغنش - هر چند بدان آتشى نرسيده باشد - روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هركه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند و اين مثالها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى داناست * در خانه هايى كه خدا رخصت داده كه [ قدر و منزلت ] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود . در آن [ خانه ] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند . » بالاترين نمونه اين خانهها كه پر از نور هدايت الهى است ، خانه رسالت ، خانهء پيامبر ما محمّد ( مصطفى ) و خاندان او على ، فاطمه و حسن و حسين - صلوات و سلام خداوند بر همهء آنان باد - است . اين خانه همان چراغ ، چراغدان و مركز نور الهى در عالم هستى است . دراين خانه صبح و شام تسبيح خدا گفته مىشد ، دراين خانه بودند :
( رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ) « 1 » .
« مردانى كه نه تجارت و نه دادوستدى ، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات ، به خود مشغول نمىدارد ، و از روزى كه دلها و ديدها در آن زيرورو مىشود ، مىهراسند . »
اگر شرك براى انسان پستى و پليدى و رجس است ، نقطه مقابل آن پاكى ايمان است و ايمان جز به تسبيح ممكن نيست .
هامش
( 1 ) - سورهء نور ، آيهء 37 .