تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
دو سجده پياپى ازيرا بود * كه جانان در اين حال پيدا بود دو عالم به رويت چو نار و نعيم * جدا گردد آن دم « 1 » به فضل كريم 885 چو آرام گيرى به بينندگى * شوى شاد و خرّم از ان بندگى ز شكرش نه « 2 » سجده ببايد فزود * در آن دم چه گويم چه بايد نمود « 3 » تحيّات و آيات و اثبات دوست * ابر جان و دل خوان كه دل يار « 4 » اوست چو با دوست گويى در آن لحظه راز * نماند نماز و نماند حجاز نه پرده بماند نه آزار كار * نماند نماند به جُز يار يار 890 يمينت يسار و يسارت يمين * زمينت سما شد سما شد زَمين درآيند پاكان افلاك پاك * تحيّت فرستند بر مشت « 5 » خاك به بالا و زيرت ابر چپّ و راست « 6 » * ملايك به صف درباستند راست در آن وقت و ساعت چه گويى « 7 » سلام * گر خود نگنجد حديث و كلام نگارت بگويد عليكَ السّلام * به انعام خاص و به اكرام تام 895 ز اسرار عاشق كه دادم « 8 » نشان * عيان گفتم اى دل بر ارباب « 9 » جان يناجى المُصلّى لربٍّ جهار * حبيب خدا شو بدين « 10 » كسب و كار من اين سير ديرانه « 11 » در پيش پير * بديدم به خود در ز عشق اى دبير نماز مريدان در آغاز كار * چنين رخ نمايد بر كردگار و ليكن چه گويم كه اصحاب درد * چگونه نمايند گلهاى زرد 900 كه در باغ و ورد دگر مىزيند * به ايوان شمس و قمر مىزيند ابر روى شمعى ستاده چو شمع * به صورت گدازان به معنيست جَمع « 12 » درين مسجد جان كه امنيّتَست * نه تكبير باشد نه هم نيّتَست
هامش
( 1 ) . ك : آنكه . ( 2 ) . ج ، س ، ك : به . ( 3 ) . ك : فزود . ( 4 ) . ك : ياد . ( 5 ) . ج ، س ، ك : روى . ( 6 ) . س ، ك : به چپ و به راست . ( 7 ) . س ، ك : وقت ساعت چو گويى . ( 8 ) . س ، ك : كه دارد . ( 9 ) . ن ، ج ، س ، ك : بارباب . ( 10 ) . ك : به اين . ( 11 ) . ك : سرّ پيرانه . ( 12 ) . م : به معنى جمع ؛ ل ، ج ، س ، ك : به معنى جمع .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 151 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى