دو سجده پياپى ازيرا بود * كه جانان در اين حال پيدا بود
دو عالم به رويت چو نار و نعيم * جدا گردد آن دم « 1 » به فضل كريم
885 چو آرام گيرى به بينندگى * شوى شاد و خرّم از ان بندگى
ز شكرش نه « 2 » سجده ببايد فزود * در آن دم چه گويم چه بايد نمود « 3 »
تحيّات و آيات و اثبات دوست * ابر جان و دل خوان كه دل يار « 4 » اوست
چو با دوست گويى در آن لحظه راز * نماند نماز و نماند حجاز
نه پرده بماند نه آزار كار * نماند نماند به جُز يار يار
890 يمينت يسار و يسارت يمين * زمينت سما شد سما شد زَمين
درآيند پاكان افلاك پاك * تحيّت فرستند بر مشت « 5 » خاك
به بالا و زيرت ابر چپّ و راست « 6 » * ملايك به صف درباستند راست
در آن وقت و ساعت چه گويى « 7 » سلام * گر خود نگنجد حديث و كلام
نگارت بگويد عليكَ السّلام * به انعام خاص و به اكرام تام
895 ز اسرار عاشق كه دادم « 8 » نشان * عيان گفتم اى دل بر ارباب « 9 » جان
يناجى المُصلّى لربٍّ جهار * حبيب خدا شو بدين « 10 » كسب و كار
من اين سير ديرانه « 11 » در پيش پير * بديدم به خود در ز عشق اى دبير
نماز مريدان در آغاز كار * چنين رخ نمايد بر كردگار
و ليكن چه گويم كه اصحاب درد * چگونه نمايند گلهاى زرد
900 كه در باغ و ورد دگر مىزيند * به ايوان شمس و قمر مىزيند
ابر روى شمعى ستاده چو شمع * به صورت گدازان به معنيست جَمع « 12 »
درين مسجد جان كه امنيّتَست * نه تكبير باشد نه هم نيّتَست
هامش
( 1 ) . ك : آنكه .
( 2 ) . ج ، س ، ك : به .
( 3 ) . ك : فزود .
( 4 ) . ك : ياد .
( 5 ) . ج ، س ، ك : روى .
( 6 ) . س ، ك : به چپ و به راست .
( 7 ) . س ، ك : وقت ساعت چو گويى .
( 8 ) . س ، ك : كه دارد .
( 9 ) . ن ، ج ، س ، ك : بارباب .
( 10 ) . ك : به اين .
( 11 ) . ك : سرّ پيرانه .
( 12 ) . م : به معنى جمع ؛ ل ، ج ، س ، ك : به معنى جمع .