22 . لمعه رسالهاى است دربارهى معنى واژهى صوفى و نسبت احتمالى آن با واژهى صفّه .
23 . محاضر السّير فى احوال سيد البشر كه در آن به احوال و آثار وجودى پيامبر اكرم اسلام ( ص ) پرداخته شده است .
24 . مرآة الوجود كه بحث هستى شناختن دربارهى وحدت و توحيد عارفانه است .
25 . مرماة التسليل كه دربارهى خلوص نيّت و اهميت آن در سلوك الى الله به بحث پرداخته است .
26 . معرفت نفس كه در آن به شرح حديث « من عرف نفسه فقد عرف ربه » پرداخته مىشود .
بجز آنچه گفته آمد منابع كتابشناسى يك دو رسالهى ديگر را نيز از داعى دانستهاند كه يا مكرر است و احيانا نام رسالهاى به دو گونهى متفاوت ضبط شده است و يا اين رسالهها چندان معتبر و محل اعتنا نيست .
عارف و شاعر قرن دهمى شيخ تقى الدين كاشى در تذكرهى عرفات العاشقين ، داعى را « آفتاب عالم سرفرازى ، شاه سرير بىنيازى ، داعى كمالات حقيقى و مجازى شاه داعى الى اللّه شيرازى » مىخواند و مىنويسد :
« از اولياى كبار و اصفياى نامدار و اتقياى عالىمقدار است .
سالك مجذوب ، طالب و اصل به مطلوب ، مظهر جلال و جمال ، صاحب بيان و حال ، عارف گزيده ، واقف رسيده ، كامل زمان و قطب دوران است . . . در جمع كمالات دنيوى و اخروى قادر و ماهر و كامل و عامل مهدى و هادى بوده ، از تعريف مستغنى است . . . در هر ماه رجب - خصوص ايام سهشنبه ، سيّما آخرين سهشنبه - اجتماعى عظيم در مرقد او
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: شاه محمود داعى شيرازى
ص٩٥