مىجويد كه اين امر نشانگر آشنايى نزديك او با متون عرفانى و شعر صوفيه است .
رسالهى ديگر شاه داعى ترجمهى اخبار علويه نام دارد . او در آغاز اين رساله قصيدهاى سروده و در آن نيّت خود را از اين تأليف بيان مىدارد . در اين قصيده مىسرايد :
. . . سيد الاولياء علىّ وليست * علم او بيكرانه چون دريا
اى طلبكار شهر علم رسول * در آن مرتضى عليست درآ
كز سخنهاى اين امام تمام * چل سخن جمع كرده است اينجا
راهجويى سخنشناس عزيز * ترجمه خواسته به نظم از ما
نظم دادست ترجمه داعى * بىتكلف اگرچه كرده ادا
در واقع چنان كه در اين ابيات مىبينيم عزيزى سخنشناس از شاه داعى خواسته است تا چهل جمله از سخنان امام على را به نظم كشد و شاه داعى نيز چنين كرده است . او نخست جملهاى عربى از سخنان امام عليه السلام را نقل مىكند و پس از آن به ترجمه و شرحى بسيار مجمل مىپردازد .
رسالهى ديگر شاه داعى چهار مطلب نام دارد . در اين رساله عارف ما به شرح چهار آيه از قرآن كريم مىپردازد . آياتى كه در اين رساله مورد تفسير قرار مىگيرند آياتى هستند كه تأويلات عرفانى بسيارى دربارهى آنها صورت گرفته است . نخست آيهى نور :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
.
دوم آيهى :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » .
سوم آيهى
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » .
و آيهى چهارم آيهى 54 سورهى مائده :
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » .
رسالهى درّ البحر شاه داعى شرح و تفسيرى بر يك بيت شيخ فريد الدين عطار نيشابورى است . عطار سروده است :
لب دريا همه كفر است و دريا جمله ديندارى * و ليكن گوهر دريا وراى كفر و دين باشد